نخستین زن پادشاه ایران زمین که بود؟!

مورخان او را زنی دادگر و عادل معرفی کرده اند هنوز 21 سال باقی مانده بود تا سلسله خاندانشان به پایان برسد. سهم او آشفته ترین روزهای آن 427 سالی بود که پدران، نیاکان و اجدادش بر ایران زمین حکومت کرده بودند. او روزهایی را به چشم دیده بود که خونریزی و برادرکشی ساده ترین کار خاندانش شده بود.


به گزارش نامه به نقل از روزنامه گل ، هنوز 21 سال باقی مانده بود تا سلسله خاندانشان به پایان برسد. سهم او آشفته ترین روزهای آن 427 سالی بود که پدران، نیاکان و اجدادش بر ایران زمین حکومت کرده بودند. او روزهایی را به چشم دیده بود که خونریزی و برادرکشی ساده ترین کار خاندانش شده بود.

می گویند او احتمالا از آن رو بر تخت شاهی نشست که پس از کشته شدن همه برادرانش به دست برادری دیگر، همراه با خواهرش یگانه وارثان سلطنت محسوب می شدند. از این رو، او سی امین پادشاه ساسانیان شد و بدین ترتیب بخشی از تاریخ ایران را به گونه ای رقم زد که نخستین زن پادشاه در ایران زمین نام گیرد. روزگارش چنان به سراشیبی سقوط افتاده بود که حتی مورخان رومی و یونانی نیز نتوانسته اند روایتش کنند.

روزگاری که هر سردار و فرمانده نظامی، مدعی تاج و تخت شاهنشاهی ساسانیان بود، از روزی که پدرش را کشتند تا آن روز که تاج بر سر نهاد، در مدتی کمتر از یک سال، ایران زمین 6 شاه به خود دید. سهم نخستین زن پادشاه در ایران، حدود 16 ماه حکمرانی بود اما او در همین اندک ماه هایی که سلسله خاندانش رو به افول نهاده بود، چنان کرد که مورخان اسلام هم در وصفش گفته اند: «از بار سنگین مالیات هایی که بر دوش مردم بود کاست.»


«پوراندخت» نخستن زنی که در ایران بر تخت شاهی تکیه زد کمی آنطرف تر از پایتخت ساسانیان در «انشان» واقع در خوزستان کنونی، که مرکز پادشاهی عیلامیان بود تاج بر سر نهاد. او تمام تلاش خود را برای بهبود اوضاع مردم سرزمینش کرد و وقتی دید که این سلسله با سرعتی خارج از کنترل رو به نابودی نهاده و توان تغییر سرنوشت مردمش را ندارد خود کنار نشست تا مبادا تصمیمی بگیرد که به ضرر ایران تمام شود.

سال 591 میلادی سپری شده بود. تازه پدرش تاجگذاری کرده بود که به دنیا آمد. در شهری که حدود 600 سال پایتخت ایرانیان در دوره اشکانیان و ساسانیان بود، در کنار دجله و سرزمین میان رودان بزرگ شد. نامش را «پوراندخت» یا «پوران» نهادند. او یکی از 6 شاهزاده ای بود که در «تیسفون» زندگی می کرد.

در آن زمان «خسروپرویز» ساسانی، تازه توانسته بود با حمایت «موریکیوس» امپراتور روم، بر شورش «بهرام چوبین» پیروز شود و به عنوان شاهنشاه ایرانیان تاجگذاری کند، «پوراندخت» حاصل ازدواجی بود که ادیبان و شاعران در وصفش منظومه «خسرو و شیرین» را سرودند.

مادرش زنی اهل ارمنستان و مسیحی بود به نام «شیرین»، این زن سوگلی شاه شده بود و نفوذ زیادی بر او داشت. در وصف ازدواج های خسروپرویز اعداد عجیبی گفته اند و حتی از داشتن 3 هزار زن نام برده اند اما او سه زن رسمی بیشتر نداشت. یکی مادر «پوراندخت» بود، یکی «گردیه» نام داشت و دیگری هم «مریم» دختر «موریکیوس» امپراتور روم بود.

به واسطه همین ازدواج اوضاع ایران و روم در ابتدای دوره سلطنت «خسروپرویز» آرام بود و جنگی در میان نبود. به همین دلیل این شاه ایران توانست قدری به امور داخلی و هنر بپردازدو موسیقی ایرانی در این دوره رونق گرفت اما «خسروپرویز» فردی خرافاتی بود و تعداد زیادی پیشگو داشت، پیشگویانش به او گفتند که نباید در «تیسفون» بماند زیرا آنجا برایش بدیمن است. به همین دلیل او از کاخ سفید و ایوان کسری که به طاق کسری مشهور بود و همواره نسیم برخاسته از رودخانه «دجله» در آن می وزید خارج شد و در جایی به نام «دستگرد» ساکن شد اما دوره آرامش ایران 10 سالی بیشتر از زمان تاجگذاری «خسروپرویز» پایدار نماند.

«پوراندخت» 12-10 ساله شده بود که در همسایگی ایران اتفاقاتی به وقوع پیوست. مردی به نام «فوکاس» علیه امپراتور روم شورید و «موریکیوس» را به قتل رساند و خود را امپراتور نامید. وقتی سفیر او راهی دربار «خسروپرویز» شد شاه ایران که متحد «موریکیوس» بود او را به رسمیت نشناخت و بدین ترتیب سربازان رومی در سال 602 به سمت مرزهای ساسانیان آمدند و جنگی 20 ساله آغاز شد.

روزگار تلخ پوراندخت چگونه آغاز شد؟

«خسروپرویز» در جنگ هایش شروع خوبی داشت. هرج و مرج بر رومیان غالب شده بود. «فوکاس» که تخت سلطنت را غصب کرده بود، نتوانست در مقابل فتوحات خسرو کاری بکند، فشار ایرانی ها باعث وحشت و اضطراب در ممالک روم شرقی شده، بحرانی تولید کرد که در نتیجه آن «هراکلیوس» که در تاریخ ایران به «هرقل» معروف است، از «کارتاز» با کشتی هایی به «قسطنطنیه» آمد و در سال 610 میلادی با همراهی مردم، زمام امور را به دست گرفت اما این مانع از پیشروی های «خسروپرویز» نشد و در سال 611 میلادی به شامات تاخت و دمشق را گرفته و غارت کرد.

در سال 614 میلادی، سپاه ایران عازم «اورشلیم» شدند و توانست بیت المقدس را تسخیر کنند. خسرو به این فتوحات خود اکتفا نکرده، «شهر براز» را که یکی از سرداران نامی ایران بود با قشونی به طرف مصر فرستاد و او از کویری که مابین شامات و مصر حائل است گذشته وارد مصر شد و در سال 616 میلادی، اسکندریه را که شهری نامی و تجارتی بود، گرفت.

این سردار ایران، اثر بزرگی در عالم آن روز ایجاد کرد، زیرا مدت 9 قرن بود که مملکت مصر از تصرف ایران خارج شده و شاهان ساسانی همواره درصدد آن بودند که حدود ایران را به حدود زمان هخامنشی برسانند، همین پیروزی ها بود که رفته رفته «خسروپرویز» را مغرور کرد و او تصور کرد که هیچگاه پایانی در کار نیست.

وقتی سال 627 میلادی فرا رسید، دوباره ایرانیان و رومیان رو در روی هم قرار گرفتند. «هراکلیوس» کاخ «خسروپرویز» را نشانه گرفته بود و به سمت کاخ دستگرد لشگر کشید. در نزدیکی نینوای قدیم، که اینک بغداد، پایتخت عراق، در آن واقع شده جنگی به نام «نینوا» درگرفت. در این جنگ فرمانده سپاه و سردار ایرانی کشته شد ولی سربازان ایران پافشاری کردند تا آنکه نیروی کمکی به آنها رسید اما اینجا بود که نقطه اوج «خسروپرویز» به پایان رسید و او به سراشیبی سقوط افتاد. ترسی بر او غالب شد و به ناگاه تصمیم به خارج شدن از منطقه و میدان نبرد گرفت.

سپاهانیان ایرانی گرچه دیدند که شاهشان در حال خروج است و گویی دارد فرار را بر قرار ترجیح می دهد اما حاضر نشدند جنگ را به سربازان رومی وانهند. آنقدر مقاومت کردند که «هراکلیوس» عقب نشست و راهی تخت سلیمان شد. همان زمان دجله و فرات نیز طغیان کرد. سیل، خرابی قسمتی از ایوان کسری را به دنبال داشت.

شکسته شدن سدها، کشتزارهای اطراف را به باتلاق تبدیل کرد وناکامی «خسروپرویز» در ترمیم ویرانی ها، نشانه بارز انحطاط دولت ساسانیان نزد عامه مردم شد، در این شرایط «خسروپرویز» همراه زن محبوبش «شیرین» و دو پسر او «مردانشاه» و «شهریار»، از دجله عبور کرد و به «ویه اردشیر» در قسمت غربی دجله رفت، اینجا بود که شاه ایران تیر خلاص را هم بر سرننوشت خود رها کرد.

او چنان مجذوب «شیرین» بود که تصمیم گرفت به جای پسر بزرگش «شیرویه» که به «قباد دوم» معروف بود و مادرش نیز «مریم» دختر «موریکیوس» بود، فرزند خردسالش از «شیرین» را ولیعهد معرفی کند. همین تصمیم همه کارها را به آنجا رساند که تاریخ می گوید خون به پا شد.

وقتی «خسروپرویز» پسرش که کودکی خرسال به نام «مردانشاه» بود را به عنوان ولیعهد معرفی کرد، زمستان شده بود. زمستان سال 638 میلادی، او پیر و بیمار هم شده بود. پسر بزرگش کوتاه نیامد و آرام نگرفت. بزرگان ساسانی را فراخواند و توطئه ای را تدارک دید که در تاریخ کمتر نظیر آ« به ثبت رسیده است.

پنجم اسفند ماه آن سال بود، «قباد دوم» کودتایی به پا کرد و پدرش را با اتهاماتی مواجه ساخت که باید نزد بزرگان محاکمه می شد. گرچه «خسروپرویز» توانست از خود دفاع هم بکند اما این دفاعیات چیزی از خشم پسرش نکاست.

«قباد دوم» همه پسرانی که از «خسروپرویز» به دنیا آمده بودند را فراخواند و یا با زور دستگیر کرد. پدرش را نیز که در آن زمان زندانی شده بود، فرا خواند و همه پسرانش را جلوی چشمان او از دم تیغ گذراند.

می گویند «قباد دوم» 17 یا 18 پسر خسرو پرویز که برادران خودش بودند را به قتل رساندو تاج شاهی بر سر نهاد. این آغازی برای روزگاران سقوط ساسانیان شد. «خسرو پرویز» نیز به دست یکی از نزدیکانش در زندان به قتل رسید.

با مرگ «خسروپرویز» و در پی آن مرگ شک برانگیز «قباد دوم»، دوره ای 6 ماهه آغاز شدکه پر از خونریزی،؛ جان طلبی و خونخواهی بود و اینگونه بود که مردم از آن همه ظلم و ستم ساسانیان به تنگ آمدند. در این روزها، «جوانشیر» بر تخت نشست اما اوضاع به گونه ای بود که سرادران و فرماندهان نظامی در یک شاهنشاهی آشوب زده و پریشان، هر یک مدعی تاج و تخت شده بودند و به رقابت با اشراف بر سر تاج شاهی می جنگیدند، در فاصله سال 630 میلادی تا 631 دست کم 6 نفر خود را شاه نامیدند.

از خانواده «خسروپرویز» دیگر پسری باقی نمانده بود. دو دختر او «پوراندخت» و «آذرمیدخت» مانده بودند. برای بزرگان و موبدان زرتشتی چاره ای جز متوسل شدن به این اعضای باقیمانده از خانواده شاه سابق نمانده بود، در این زمان «پوراندخت» در «انشان» مستقر بود.


«پوراندخت» 39 یا 40 ساله بود که تاج شاهنشاهی را بر سر نهاد. می گویند «پوراندخت» قدی بلند داشت و زنی خوش رو بوده است. به جز آنچه در تاریخ بلعمی وط بری از او نقل کرده اند این زن را بیشتر از روی سکه هایی که ضرب کرد می شناسند. گویی روزگارش چنان سریع به آخر رسیده که مورخان از ثبت آن بازمانده اند. با این حال، هماناندک ماه هایی که او بر تخت شاهی نشسته را دوره تحکیم قدرت سلطنت و بازسازی شاهنشاهی ذکر کرده اند. او با احترام پدرش، سکه هایی از طلا ضرب کرد که قابل استفاده برای عموم نبود. دستور داد تا روی آن چنین بنویسند که «پوراتن بازگرداننده تخمه ایزدان». او درباریان و مردم را فراخواد و خطاب به آنها گفت: «نیت خیر دارم و به عدالت فرمان می دهم.»

نخستین زن پادشاه ایران زمین!


سیاست خارجی را آرامش بخشید

تصمیمی که نخستین زن پادشاه در ایران برای آرم کردن اوضاع در امور خارجی گرفت، اعلام صلح به رومیان بود. در واقع او با امضای پیمان صلح با رومیان، برای آرام کردن اوضاع داخلی زمان خرید.

«پوراندخت» که می دانست رومیان و مسیحیان به دلیل حمله پدرش به اورشلیم و بیت المقدس و تاراج کلیساهای آنها، خشمگین و دلخورند، برای تحکیم پیبمان صلفح، تصمیم گرفت کاری کند که مسیحیان تحت تاثیر آن قرار بگیرند. به همین دلیل دستور داد تا کاروانی فراهم شده و سفیری از جانب او رهسپار دربار امپراتور روم شود. او دستور داد تا صلیب مقدسی را که توسط پدرش به غنیمت گرفته شده بود را به آنها بازگردانند.

در واقع به غنیمت گرفته شدن همین صلیب که مسیحیان معتقد بودند حضرت عیسی (ع) بر این صلیب بسته شده بود بهانه به دست آنها داده بود که نقشه حمله به ایران را در سر بپرورانند. با رهسپار شدن این سفیر بود که او فرصت یافت تغییراتی در نظام داخلی ایجاد کند و فرماندهان و سران ایالتی را به فرمان خود ارآورد.


زنی که عدالت را بازگرداند

ایرانیان روزهای تلخی را می گذراندند. خبر به قتل رسیدن 18 شاهزاده به دست برادر، در همه جای ایران پخش شده بود، مردم دیگر از حاکمان دستور نمی گرفتند و بیشتر ساز خود را کوک می کردند. از مالیات و خراج خسته شده بودند و با خود می گفتند برای چه باید به شاهانی خراج بدهند که به جای توجه به ملک و مملکت، به قتل و خونریزی خود مشغولند. این اخبار به گوش «پوراندخت» هم رسیده بود، بنابراین بعد از آنکه دستور داد تا سکه هایی به نام او ضرب کنند و از نظر اقتصادی ثروتی را بین بزرگان پخش کرد تا آنها را همراه خود کند دستوری داد تا مردم نیز به آرامش نزدیک شوند.

او نامه هایی به همه حاکمان محلی نوشت و به آنها دستور داد که بقایای خراجی که از زمانپدرش برعهده مرده مانده بخشوده شوند. همین دستور، در روزهایی که همه خبرهای ناخوش می شنیدند کافی بود تا مردم را به قضاوت درباره او وادارد، چنان که بگویند این زن اهل عدل و داد است.

سپس «پوراندخت» نامه های دیگری نوشت و آنها را این بار برای فرماندهانی که در نقاط مختلف مستقر شده بودند فرستاد. او خطاب به فرماندهان نشوته بود: «این پادشاهی را نه به کشتن و قتل دیگران می توان نگاه داشت و نه با سپاه و قدرت لشگریان، تنها با عدل و داد است که می توان به اداره امور پرداخت و با انصاف، آن را پایدار کرد. پادشاه دادگر می تواند ملک را محافظت کرده و نگاه دارد و فرقی میان زن یا مرد بودن او نیست، پس امید دارم از من چنان عدالت و دادگستری و انصافت ببینید که هیچ کس تاکنون ندیده باشد.»

بدین ترتیب نخستین زنی که در ایران پادشاهی کرد، چنین کار خود را آغاز کرد، او دستورات دیگری هم برای بهبود اوضاع داخلی داد، تلاش کرد تا از اختیاراتس ران ایالت ها چنان بکاهد که بتواند فاصله طبقاتی و تبعیض ها را کم کند، دستور داد تا کسانی که قتل و جنایت و خونریزی هایی برای کسب قدرت کرده بودند دستگیر و محاکمه شوند و آنهایی که در قتل «اردشیر سوم» دست داشتند را محکوم به اعدام کرد.

همچنین بودجه ای برای ساماندهی و بهسازی پل های شاهنشاهی اختصاص داد و دستور داد تا با کشاورزان به خوبی و نیکی رفتار کنند تا آنها در آرامش به کار خود مشغول شده و تولید رونقی دوباره بگیرد.


آرامشی که دوام نیاورد

به هر حال سرنوشت این نبود که «پوراندخت» بتواند آشفتگی ساسانیان را بعد از آن همه قتل و خونریزی سامان دهد، گویی او نیز تاوان ظلم گذشتگان خود را می پرداخت. هنوز نتوانسته بود ثمره آثار تصمیماتی که برای ایران گرفته بود را بچیند که احوالش ناخوش شد. آنچه همه مورخان نقل کرده اند این است که «پوراندخت» به مرگ طبیعی از دنیا رفت. او نتوانست 40 سالگی خود را ببیند.

البته روایتی هم نقل شده که «پوراندخت» وقتی دید شرایط غالب بر ایران زمین چنان شده که نمی تواند از عهده ساماندهی آن برآید خود اعلام کرد که دیگر به سلطنت ادامه نمی دهد و کنار کشید اما حکیم ابوالقاسم فردوسی، پایان پادشاهی او را مرگ طبیعی اش عنوان کرده است. با مرگ نخستین پادشاه زن ایران زمین، دوباره جدال بر سر تاج و تخت سر گرفت و وقتی «یزدگرد سوم» بر سر کار آمد دیگر کار از کار ساسانیان گذشته بود.

زیر آب زنی، معضل امروز ایرانی‌ها


تهران امروز نوشت:

بازار دروغ و تزویر این روزها در ارتباطات روزمره آنقدر داغ شده که کارشناسان می‌گویند در جامعه ایرانی کار به جایی رسیده که به نظر به نظرمی‌رسد انگار اگر دروغ گفته نشود، نمی‌توان صبح را شب کرد. این در حالی است که آبرو ریزی و پرده‌دری نیز در جامعه وضعیت بهتری ندارد. گویی برخی می‌خواهند از این صفات، نردبانی برای رسیدن به بام خوشبختی برای خود فراهم کنند. نردبانی که نه در دین اسلام جایگاهی دارد و نه در فرهنگ اجداد ایرانی ما. همین است که جامعه‌شناسان زنگ خطر نابودی سرمایه اجتماعی در جامعه ایرانی را به صدا درآورده‌اند. به گفته دکتر افسر افشارنادری، جامعه‌شناس و دکترای مدیریت فرهنگی: «وقتی برنامه‌ریزی‌های انجام شده در جامعه‌ای از واقعیت‌ها و نیازها فاصله داشته باشد، افراد از خود واکنشی به نام دروغگویی نشان می‌دهند یا تزویر می‌کنند چرا که راستگو نبودن و عدم رعایت ارزش‌های اخلاقی در چنین جامعه‌ای کارکرد دارد.»

تا همین چند نسل پیش در هر فامیل، افراد زیادی بودند که سینه آنان صندوقچه اسرار بود. از غصه تنهایی تا داستان دلخوری‌ها و دعواها را با آب و تاب می‌شنیدند و همان جا دفن می‌کردند. اتفاقی که این روزها کمتر صورت می‌گیرد. حتی شاید افراد به کنکاش در امورات دیگران می‌پردازند تا اصطلاحا روزی «زیرآب» او را بزنند و تا فرد به خودش می‌آید می‌بیند یا آبرویش ریخته شده و خجالت می‌کشد جلوی در و همسایه سرش را بلند کند یا کارش را از دست داده است. همین تغییر رویه سبب شده تا آبروریزی و پرده‌دری بشود نقل مجلس ایرانی‌ها!

دکتر محسن فرمهینی‌فراهانی، رفتارشناس و عضو هیات علمی دانشگاه شاهد می‌گوید: «ریشه‌شناسی این آسیب‌ها که رشد چشمگیری در جامعه دارد را باید در سطوح مختلف جامعه انجام داد. اما می‌توان عقده حقارت و خودکم بینی، جذب مخاطب برای نیل به اهداف شخصی، ترس از دست دادن مقام و دشمنی و حسد را از جمله دلایل این رفتارها دانست. البته بیشتر این رفتارها از روی نادانی و ناآگاهی صورت می‌گیرد و افراد عمدتا نمی‌دانند با این رفتارها چه آسیبی به جامعه می‌زنند و تنها نفع فردی خود را در نظر می‌گیرند.»

این استاد دانشگاه با اشاره به بی‌اخلاقی‌هایی نظیر پرده‌دری و دروغگویی در سطوح بالای جامعه، ادامه می‌دهد: «باید نهادهای نظارتی از نظارت بر سازمان‌ها و موسسات در جامعه گرفته تا سطوح بالایی جامعه با جدیت بیشتری عمل کنند. مثلا اگر در ارزیابی‌ها اخلاق مداری اصل باشد و عدول از اخلاق نمره منفی به‌دنبال داشته باشد و حتی باعث اخراج افراد یا از دست دادن موقعیت آنها شود، قبح ریاکاری و پرده‌دری در جامعه نمی‌شکند.»

سرایت بداخلاقی‌ها از سطح کلان به خرد

اما دکتر افشار نادری معتقد است که دروغ، تزویر و پرده‌دری همیشه از سطح کلان جامعه به سمت خرد کشیده می‌شود. او می‌گوید: «مثلا وقتی در جامعه دیده می‌شود که شک و شبهه درباره مدرک تحصیلی فلان مدیر وجود دارد اما با آن برخورد نمی‌شود، خب سایرین نیز به سمت دروغ کشیده می‌شوند. اما اگر دروغگو در هر پست و مسندی مجازات می‌شد، امروز ما شاهد دروغگویی در سطوح خرد جامعه؛ آن هم به این گستردگی نبودیم.»

دکتر افشار نادری پیامدهای این رفتارهای نادرست را اینگونه تشریح می‌کند: «از پیامدهای آن‌که کاملا در جامعه ایرانی محسوس است، بی‌اعتمادی به افراد است. افراد در چنین جامعه‌ای از خود بیگانه می‌شوند. یعنی ایرانی هستند و در این جامعه زندگی می‌کنند اما خود را متعلق به جامعه نمی‌دانند. به سوی فردگرایی تمایل دارند و در هر کاری تنها افزایش سود خودشان را مدنظر قرار می‌دهند. در اینجا هم برای بالا بردن منفعت خود بازهم دروغ می‌گویند. ما در جامعه با افرادی روبه‌رو می‌شویم که با یکدیگر دوست نیستند. بی‌اعتمادی در جامعه یعنی از بین بردن سرمایه اجتماعی. وقتی بی‌اعتمادی حاکم باشد، دیگر افراد جامعه با هم متحد نیستند. هر کسی ساز خودش را می‌زند و فردگرایی بارزترین شاخصه این جامعه است. چیزی که امروز ما به وضوح در جامعه ایرانی می‌بینیم. اگر نتوانیم اعتمادسازی کنیم، دیگر تن به راستگویی نمی‌دهیم.»
او ادامه می‌دهد: «هر عنصری که کارکرد داشته باشد جای خود را در میان جامعه‌پیدا می‌کند. با این مقدمه باید گفت که این رفتارها در جامعه ما کارکرد دارد و به همین دلیل جای خود را پیدا کرده است، مثلا اگر در بسیاری از موارد راست بگویید به اصطلاح کارتان راه نمی‌افتد. اما در جامعه امروز ایرانی به این صفات مزد اختصاص یافته است. در حالی که در بسیاری از جوامع به صداقت و درستکاری امتیاز می‌دهند اما در بسیاری از جوامع فرد دروغگو و کسی که پرده‌دری و آبرو ریزی کرده، طرد می‌شود.»

او در بیان راهکار برای برون رفت از این معضل می‌گوید: «باید در قوانین فرهنگی تجدیدنظر کرد. همانطور که گفتم تغییر قوانین فرهنگی کار یک روز و دو روز نیست.

همانطور که جامعه طی یک روز و دو روز به این معضل دچار نشده، باید محدودیت‌های غیرضروری را تا جایی‌که امکان دارد از بین ببریم. دوم اینکه اجرای قانون را در اولویت قرار دهیم. اگر فردی که می‌خواهد استخدام شود بداند قانون برای همه متقاضیان به‌طور یکسان اعمال می‌شود دلیلی برای دروغگویی ندارد! تنها چاره‌اش داشتن قوانینی در این باره است. علاوه بر آن باید این قوانین به‌طور کامل برای همه افراد به‌طور مساوی به عرصه اجرا گذاشته شود.»

چرا باید ما هزینه‌های جعل نام «خلیج فارس» را بپردازیم؟!

مسئولان تاکنون در عمل به وظایف شان کوتاهی کرده‌اند چراکه با توجه به اسناد فراوانی که در اثبات دشمنی استفاده کنندگان از نام جعلی وجود دارد، پیگیری حقوقی ماجرا در سطح بین المللی می‌تواند جدای رسوا کردن ایشان، احقاق حق به دنبال داشته و جریمه هایی که به همراه خواهد داشت، به نوعی نقش بازدارنده در تکرار ماجرا ایفا خواهد کرد ولی در عمل شاهد هستیم که حتی طرح موضوع شکایت از مجموعه گوگل هم تاکنون فرجامی نیافته است!

اگر برای ما آب نداشته باشد، برای برخی نان که دارد؛ این حکایت قدیمی شاید بهترین شرح برای حکایتی باشد که طی سالهای اخیر به اسم دفاع از نام باستانی «خلیج فارس» رقم می خورد و در هیاهوی اخبار مختلف گم می شود.

به گزارش «تابناک»، سالهاست که ماجرای جعل نام «خلیج فارس» به فراخور اتفاقاتی که رخ می دهد به صدر اخباری تکیه زده و روایت آن در سطح جامعه و دنیای مجازی موجی به راه می اندازد که اثرات آن تا ماه ها به طول می‌انجامد؛ ماجرایی که شاید آخرین نمونه‌های فراگیر آن، به کار گیری نام مجعول در خدمات جانبی موتورهای جست‌وجوی مختلف و اشتباه فاحش مدیران گوگل در حذف نام پهناورترین گستره آبی در نقشه های برخط (آنلاین) استراتژیک ترین منطقه جغرافیایی زمین باشد.

بدین ترتیب هر بار با چالشی که اگر نگوییم به ضرب و زور پول، دست کم به کمک حماقت بزرگ برخی خبرگزاری‌ها، اطلس‌ها و رسانه‌های بیگانه رخ می‌دهد، موجی از انزجار در کشورمان به همراه آورده و پس زمینه های زشت ماجرا همچون تلاش تندروهای سلفی و قوم گراهای پوچ آن سوی آب را یادآوری می کند که از این تغییر نام به دنبال اهداف سیاسی خود بوده و البته منویاتشان را نه رودررو، که با دلارهایی دنبال می کنند که به سوی رسانه های جهانی گسیل می دارند.

ما حصل این کار به مرور زمان کار را به آنجا رسانده است که امثال خبرگزاری سی ان ان (آمریکا)، بی بی سی (عربی و انگلیسی)، الجزیره (قطر)، یورونیوز (ترک)، العربیه، الاهرام، الشرق الاوسط، تایمز یونیون، آسوشیتد پرس، فاکس نیوز، اینتر فاکس، رویترز، اطلس تایمز (انگلیس)، بیوک اطلس (ترکیه)، اطلس کالینز (استرالیا) و غیره و غیره، هر روز بر طبل این جنگ پنهان می کوبند به گواه آمار بخش رسانه های دیجیتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی روزانه بیش از 6000 بار نام خلیج فارس در رسانه ها و مطبوعات بین المللی جعل می‌شود و دور از انتظار نیست که طی چند سال آینده کمتر کسی نام خلیج فارس را بشنود!
ادامه نوشته

نصيحت بزرگمهر به آيندگان ايران زمين

نصيحت بزرگمهر به آيندگان ايران زمين


هر که خرد پیشه کند روز به روز بی بلا بگذارند.
هر که صحبت با نیکان کند، از بلاها رسته است.
هر که اندر دل حسد دارد، تن خویشتن اندر بلا اندازد.
هر که مردمان را چاه کند، خود در آن افتد.
هرکه آزادگان را گرامی دارد، نیکنام زندگی کند و سرانجام رستگار شود.
هر که از مردم پست حاجت خواهد‏،‏‏‏‏‏‏ چنان بود که از خشک رود ماهی جوید.
هر که عذرخواهی نپذیرد، اگرش دشنام دهی روا باشد.
هر که جنگ کسان به خود کشد، خویشتن را بدنام و فضول داشته است.
هر که دین را خوار کند، دین وی را خوار گرداند.
هر که از جواب نترسد، هر چه خواهد بگوید.
هر که مردمان از او ایمن نباشند، مرگش صلاح دو جهانی باشد.
هر که به آن چه دارد بسنده کند، همیشه بی نیاز است.
هر که بر ضعیفان، مهربانی کند، قویان را از جمله خویش کرده باشد.
هر که از این جهان آن جوید که موجب سرزنش و ملامت نباشد، زندگانیش به راحت و لذت گذرد.
هر که افزونی جوید، همیشه در آرزو بود.
هر که را خرد بود، دو جهانش بود.
هر که اندوه نیامده، آمده بیند و آن را بپذیرد، بی اندوه بود.
هر که تنهایی گزیند، همیشه به سلامت بود.
هر که آزاده بود، به حقیقت آرزوها بنده او بود.
هر که دوست از دشمن نشناسد و راز خود پیش هر کس آشکار کند ابله بود.
هر که به مال و نعمت این جهانی حریص بود، اگر چه پادشاه باشد، درویش بود.
هر که را توکل به رحمت ایزد باشد، به آرزوی خود برسد.
هر که ازآن جهان بترسد، از بد کردن بپرهیزد.
هر که گناه کسی عفو کند ولی به روی او بیاورد، هنوز گناه عفو نکرده‌باشد.
هر که به شادی‌ها و غم‌های این جهانی دل نهد، از شمار دانایان و خردمندان نبود.
هر که نا حق کند، افتاده شود و آسیب بسیار خورد.
هر که را سرمایه او زندگانی بود، سودش دانش و هنر بود.
هر که از خانه تهمت دور بود، از سرزنش رسته باشد.
هر که از خویشتن انصاف دهد، کس با وی دشمنی نکند.
هر که از خدای عزوجل شرم ندارد، هر چه خواهد کند و از سرزنش باک ندارد.
هر که از بهر فردا امروز ننگی بر خویشتن نهد، به حقیقت پست بود.
هر که به فرهنگ و دانش مشغول شود، به بد کردن نپردازد و روا ندارد.
بدان که گوهر هر کس به اندازه خردش بود



سایۀ سیمرغ بر فراز هرمز

سایۀ سیمرغ بر فراز هرمز (بخش نخست)


طی ماه‌های اخیر مجادلات میان چین و ژاپن بر سر جزایری کوچک در منطقۀ دریای زرد توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. جدال این دو قدرت برتر در منطقۀ شرق دور همواره دارای یک پیش‌زمینۀ تاریخی بوده است. اما حساسیت موجود در این قضیه فراتر از ادعای مالکیت چند جزیرۀ کوچک (سنکاکو) می‌باشد. تسلط بر منابع سرشار زیردریایی این منطقه با تملک مطلق این آبخوست‌ها میسر می‌گردد. اینکه دو کشور جمهوری خلق چین و امپراتوری ژاپن، همچون دو اژدهای خشمناک در پهنۀ دریای زرد به مقابله با یکدیگر بر سر چند جزیرۀ غیر مسکونی می‌پردازند تا حدودی با مسائل ایران پیرامون جزایر سه‌گانه شباهت دارد. منتهی در مورد سه آبخوست ایرانی در خلیج فارس، از یک سوی ایران همچون شیری پر توان قرار دارد و از سوی دیگر کوتوله شیخ نشینی که حافظۀ تاریخ جهان آن را بیش از چند دهه نیست که می‌شناسد.





بزرگداشت روز ملی خلیج فارس (شاخاب پارس) در جزیره ابوموسی توسط کودکان با مدیریت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

ادامه نوشته

یلدا خجسته باد

یلدا خجسته باد

آبان روز بزرگداشت کوروش بزرگ گرامی باد

اس ام اس سخنان کوروش بزرگ,کوروش بزرگ سایت کوروش بزرگ سایت اس ام اس اس ام اس های روز کوروش بزرگ اس ام اس سخنان کوروش بزرگ اس ام اس روز کوروش بزرگ اس ام اس روز کوروش اس ام اس روز بزرگداشت کوروش بزرگ اس ام اس

پسر بهشت در اوستا – سیروس در تورات- سایروس در انجیل -ذوالقرنین در قران – نخستین شاه جهان – اولین دادگستر گیتی-روز بزرگداشت کوروش بزرگ پدر ایران زمین فرخنده باد


7آبان روز بزرگداشت کوروش بزرگ گرامی باد

7 آبان روز بزرگداشت کوروش بزرگ گرامی باد,کوروش بزرگ والپیپر روز کوروش بزرگ سایت کوروش بزرگ روز کوروش بزرگ 7 آبان 7 آبان روز کوروش بزرگ 7 آبان

هفتم آبان روز کورش بزرگ

در چنین روزی، کورش بزرگ پس از گشودن دروازه‌ی شهر بابل، اندر آن

شهر بزرگ و با شکوه و بسیار کهن شد.

مردم بابل گمان می کردند که اکنون با چپاول و کشتار و دست درازی به جان و

دارایی و زنانشان روبرو خواهند شد و سپس فرمانروایی 

زورگو و ستمگر بر آنان شهریاری  خواهد کرد ولی  کورش بزرگ و سربازانش

روز کوروش بزرگ,کوروش بزرگ کوروش روز کوروش روز جهانی کوروش بزرگ فرخنده باد روز جهانی کوروش بزرگ اس ام اس روز کوروش بزرگ اس ام اس روز کوروش

روز جهانی کوروش کبیر، فرخنده باد

روز جهانی کوروش کبیر، فرخنده باد



فرانچسکا باندارین مدیر میراث فرهنگی جهانی:

این روح کورش و پاسارگاد است

که به فهرست جهانی ارزش و شرافت  می دهد

ازدوست خوبم میلاد

آیا می دانید چرا ايرانيان از ديرباز پشت سر مسافر آب بر زمین می ریزند؟؟؟؟

 

آیا می دانید چرا ايرانيان از ديرباز پشت سر مسافر آب بر زمین می ریزند؟؟؟؟


سردار پرافتخار ایران یعنی هرمزان در سمت فرمانداری خوزستان انجام وظیفه می‌كرد.

هرمزان كه یكی از فرمانداران جنگ قادسیّه بود. بعد از نبردی در شهر شوشتر و زمانی كه هرمزان در نتیجه خیانت یك نفر با وضعی ناامید كننده روبرو شد، نخست در قلعه‌ای پناه گرفت و به ابوموسی اشعری، فرمانده تازیها آگاهی داد كه هر گاه او را امان دهد، خود را تسلیم وی خواهد كرد.
 ابوموسی اشعری نیز موافقت كرد از كشتن او بگذرد و ویرا به مدینه نزد عمربن الخطاب بفرستد تا خلیفه درباره او تصمیم بگیرد. با این وجود، ابوموسی اشعری دستور داد، تمام 900 نفر سربازان هرمزان را كه در آن قلعه اسیر شده بودند، گردن بزنند. (البلاذری، فتوح البُلدان، به تصحیح دكتر صلاح‌الدیّن المُنَجَّذ (قاهره: 1956)، صفحه 468)

پس از اینكه تازیها هرمزان را وارد مدینه كردند، ... لباس رسمی هرمزان را كه ردائی از دیبای زربفت بود كه تازیها تا آن زمان به چشم ندیده بودند، به او پوشاندند و تاج جواهرنشان او را كه «آذین» نام داشت بر سرش گذاشتند و ویرا به مسجدی كه عمر در آن خفته بود، بردند تا عمر تكلیف هرمزان را تعیین سازد. عمر در گوشه‌ای از مسجد خفته و تازیانه‌ای زیر سر خود گذاشته بود. هرمزان، پس از ورود به مسجد، نگاهی به اطراف انداخت و پرسش كرد: «پس امیرالمؤمنین كجاست؟» تازیهای نگهبان به عمر اشاره‌ای كردند و پاسخ دادند: «مگر نمی‌بینی، آن امیرالمؤمنین است.»

... سپس عمر از خواب برخاست. عمر نخست كمی با هرمزان گفتگو كرد و سپس فرمان داد، او را بكشند.

هرمزان درخواست كرد، پیش از كشته شدن به او كمی آب آشامیدنی بدهند. عمر با درخواست هرمزان موافقت كرد و هنگامی كه ظرف آب را به دست هرمزان دادند، او در آشامیدن آب درنگ كرد. عمر سبب این كار را پرسش نمود. هرمزان پاسخ داد، بیم دارد، در هنگام نوشیدن آب، او را بكشند. عمر قول داد تا آن آب را ننوشد، كشته نخواهد شد. پس از اینكه هرمزان از عمر این قول را گرفت، کیاست به خرج داد و هوش و ذکاوت ایرانی را به رخ بلاهت عرب کشید و در اقدامی زیرکانه و هوشمندانه آب در دستش را با کاسه آن بر زمین انداخت و آن آب روی زمین ریخت. عمرهم که دید مغلوب هوش و فراست و نکته سنجی و کیاست و سیاست ایرانیان شده به ناچار به قول خود وفا كرد و از كشتن او درگذشت.
این باعث بوجود آمدن فلسفه ای شد که با ریختن آب بر زمین، یعنی زندگی دوباره به شخصی داده می شود تا مسافر برود و سالم بماند......................

فقر

فــقــر تنها بــي پــولــي نــيـسـت

فــقــر فـقــط گــرسـنـگـي نـيـسـت

فقر نوشتن يادگاري روي كتيبه هاي 3000ساله ست .

فقر ايستادن روي گنجينه هاي تخت جمشيد و عكس گرفتن است.

فقر اين فرهنگ بي فرهنگي ست که امروز داريم


از دوستم سعید

فرش پازیریک

این فرش به ابعاد تقریبا دو متر مربع(210×183سانتی متر)و در هر سانتیمتر مربع 36 گره دارد و رنگ های به کار رفته در این فرش، سبز، آجری، قرمز تیره، آبی و قهوه ای هستند.(البیته باید به این نکته اشاره کنم که گذر زمان باعث دگرگونی در رنگ قالی شده است و تنها دلیلی که باعث سالم ماندن نسبی قالی بوده است یخبندان شدید منطقه دره آلتای است).

شواهدی بیشمار گویای ایرانی بودن این قالی است،که اگر من به صورت گسترده به شرح هریک از موارد بپردازم نوشتار به درازا خواهد کشید.

1-اسب ها و گوزن زرد خالدار ايراني و آهوان که همگی مربوط به نژاد ویژه ایرانی است.(البته این نوع گوزن همواره در اشیاء تاریخی دیده شده است ولی

2-سبک کار(گره زدن...)مربوط به شیوه قالی بافی ایرانیان است.

3-بهره گیری از رنگ های متفاوت،تقارن...نشان دهتده این است که این قالی در یک کارگاه مجهز و داشتن یک الگوی دقیق بافته شده است(آیا عشایر مغولستان و یا هر گروه دیگر می توانند دارای چنین کارگاهی باشند؟)

4-صف قرار گرفتن موجودات خود نمايانگر شيوه هاي هخامنشي و آشوري است.

5- در قسمت مرکزی این فرش یک ردیف ستاره های چهارپر نقش شده است که روی اشیای پیدا شده در لرستان نیز دیده می شود.

6-شباهت بیشمار این قالی به قالیچه سنگی تخت جمشید(البته باید گفت که قالیچه سنگی تخت جمشید نیز از نینوا اهام پذیرفته است)

پیشینه این قالی تقریبا مربوط به2500سال پیش می باشد؛ولی آیا این قالی در آن زمان اختراع شده است؟

پاسخ روشن است(خیر)چون این قالی در نوع خود به تکامل و تعالی رسیده است و پیشبنی می شود در زمان خود،حداقل500سال از ساخت اولین قالی گذشته است.

فرش پازیریک هم اکنون در موزة ارمیتاژ روسیه نگهداری می شود..

دره آلتای مغولستان نزدیک نواحی جنوبی سیبری فرشی توسط « پرفسور رودرنکو» باستان شناس روسی از گورهای یخ زده پادشاهان سکایی پیدا شد،که پس از مدتی نتایج آزمایش با کربن رادیواکتیو بر روی این اشیا نشان داد که این فرش ها به قرنهای پنجم و چهارم پیش از میلاد تعلق دارند.این آزمایش گواه بر این است که این فرش قدیمی ترین فرش جهان است.

تاریخ ستاره شناسی در ایران

تاریخ ستاره شناسی ایران

      می ستاییم مهر دارنده دشت های پهناور را،  آن بلندای برومندی که در فراز آسمان ایستاده،  و نیرومند و بخواب نرونده است،  میترا همه مردمان را با چشمانی که هیچگاه بسته نمی شوند می نگرد.

      می دانیم که قطب آسمانی در هر 25800 سال یکبار دور قطب دایره بروج می گردد،  حدود 5000 سال پیش قطب آسمانی در کنار ستاره سرخ رنگ ذیخ از صورت فلکی اژدها ثعبان بوده است.  این ستاره در میان دو صورت فلکی خرس بزرگ و کوچک واقع شده است،  و این دو صورت فلکی در هر شبانه روز یکبار بدور آن می گردیده اند.  این گردش نگاره باستانی چلیپ یا همان صلیب شکسته را در آسمان رسم می کرده،  که بعنوان گردونه میترا دانسته می شده است.

ادامه نوشته

کشف جدید در تخت جمشید


سرپرست تیم کاوش آبراهه های تخت جمشید گفت: در ادامه کاوش بخش انتهایی آبراهه های تخت جمشید بقایای یک کانال دیگر انتقال آب و همچنین بخشهایی از یک ساختار نامشخص کشف شد.

به گزارش مهر، علی اسدی، سرپرست تیم کاوش آبراهه های تخت جمشید گفت: بخشی از این کانال شناسایی شده نشانگر استفاده از بلوک های سنگی تراش خورده بوده و به نظر می رسد همانند کانالهای زیر تختگاه سرپوشیده بوده است. عمق این کانال هنوز به درستی مشخص نیست. با این حال عرض آن حدود 60 سانتی متر است. همچنین جهت این کانال نیز جنوب شرقی _ شمال غربی است.

وی بیان کرد: پس از حدود دو ماه کاوش در بخش انتهایی آبراهه های تخت جمشید تا کنون بخشهایی از سه رشته کانال و همچنین قسمتهایی از یک ساختار نامشخص شناسایی شده است. نخستین کانال شناسایی شده، آبراهی است که از محل خروجی کانالهای تخت جمشید به سمت جنوب امتداد یافته و کارکرد اصلی آن انتقال آب جمع شده در داخل کانالهای زیرزمینی تختگاه به بیرون این مجموعه است.

اسدی تصریح کرد: همچنین تاکنون بقایای دو کانال دیگر نیز شناسایی شده که دارای جهتهای حرکت متفاوتی نسبت به کانال نخست است یکی از آنها که دارای جهت شرقی غربی است، در فاصله سی متری ضلع جنوبی تختگاه شناسایی شده و به نظر می رسد با کانالی که از سمت شمال، یعنی از محل خروجی آبراهه های تخت جمشید به سمت جنوب امتداد داشته در یک نقطه برخورد می کنند و به هم می پیوندند.

اسدی گفت: همچنین در کنار این کانال ( دومین کانال شناسایی شده) بقایای یک ساختار نامشخص که شامل بخشهایی از یک سطح سکو مانند شفته آهکی است نیز شناسایی شده و نشانگر این است که به جز کانال ها، بناها و یا ساختارهای دیگری نیز در ضلع جنوبی تختگاه قرار داشته است.

وی گفت: همچنین براساس آخرین نتایج به دست آمده در کاوش های یکی دو روز اخیر، بقایای یک کانال دیگر نیز در فاصله حدود 50 متری جنوب تختگاه شناسایی شده، که این ساختار دارای کیفیت متفاوتی از نظر ساخت با دو کانال دیگر است.


اسدی بیان کرد: مجموعه این کانالهای شناسایی شده نشان می دهد که ساختارهای مختلفی در ضلع جنوبی تختگاه تخت جمشید در دوره هخامنشی وجود داشته و شاید بتوان آنها را با باغهایی که احتمالا در فاصله بین ضلع جنوبی تختگاه و مجموعه بناهای برزن جنوبی قرار داشته مرتبط دانست.

سرپرست تیم کاوش آبراهه های تخت جمشید با بیان اینکه تا کنون بیش از 50 متر کانال از دوره هخامنشی کشف شده است تصریح کرد: در کاوش آبراهه ها مجموعه ای از سفالهای هخامنشی در کف کانالها و چندین عدد سرپیکان های ویژه این دوره و چندین شی کوچک فلزی دیگر پیدا شده است.

جشن تیرگان بر همه ایرانیان شاد باد

جشن تیرگان بر همه ایرانیان شاد باد


تیرگان یکی از جشن‌های ایرانی در روز تیر از ماه تیر یا سیزدهم تیرماه باستانی است. زرتشتیان این جشن را در دهم تیر برگزار می‌کنند .تیرگان یکی از جشنهای برابری روز و ماه در گاهشماری ایران باستان است. تیر ایزد نگهدارنده باران است و به جهت اهمیت باران در سرزمین ایران، جشن تیرگان یکی از مهمترین جشنهای باستانی ایران بوده است. تیرگان همچنین در تاریخ اساطیری ایران، سالروز تیرافکندن آرش کمانگیر برای تعیین مرز ایران و توران بود که به پایان یافتن جنگ انجامید.زرتشتيان تهراني هم همچون زرتشتيان ديگر جاهاي ايران، تيرگان را به جشن نشستند. جشن تیرگان در کوشک ورجاوند تهران با آیین آب پاشیدن به یکدیگر برگزارشد.زرتشتیان تهران و کرج، از كم‌سن و پر سن و سال، با به جا آوردن آيين اين جشن كه همان آبريزان است،‌اين جشن نياكاني را به جشن نشستند. این جشن به یاد آرش کمانگیر و گذر از خشکسالی، سپاسداري از آفریده ارزشمند آب و درخواست سالی پرباران برگزار مي‌شود.

یکتا پرستی....

پیش از ظهور زرتشت ایرانیان تحت تاثیر عوامل طبیعت وفرشتگان بودند

وچند گانه پرستی در بین آنها رسوخ داشت. با ظهور زرتشت وگسترش

تعالیم او ایرانیان نیز از چند گانه پرستی دست کشیده ب یکتا پرستی روی

آوردند . گاتها نخستین کتاب مقدسی است که در چندین هزار سال پیش بشر

را ب شاهراه توحید راهنمائی کرد. کتاب مزبور با گروه پروردگاران آریائی

ب مخالفت برخاست وپرستش آفریدگار یکتائی را بنام اهورا مزدا

( هستی بخش بزرگ دانا) درمیان مردم استوار ساخت .

در سراسر اوستا خداوند - اهورامزدا - آفریننده یگانه پروردگار توانا ومقدس

جاودانی وبرهمه چیز آگاه دانسته شده است . برخلاف پندار گروهی که ب زرتشتیان

نسبت آتش پرستی می دهند دین زرتشت آئین توحید خداپرستی وبیزاری از ستایش

خدایان وعناصر است.

www.cyrusss.blogfa.com(یکتاپرستی) هزاره های فراموش شده

پروفسر رضوی در کتاب ( پارسیان اهل کتابند ) می نویسد که زنده اوستا درمورد

راستی و پرهیز کاری - که از اصول ثابت همه ادیان الهی وکتابهای آسمانیست -

احکام ودستورات شدیدی صادر کرده وتقوی وپارسائی را خوشی وسعادت این

جهان وراه وصول ب آسایش وامان و راحتی و اطمینان خوانده است. این کتاب

همچنین پرهیز کاری را ب جامه سرفرازی وعزت وفسق و فجور وشرارت را

ب لباس رسوائی و فضاحت تعبیر کرده است . پسندیده ترین قربانیها ی راه خدا

اندیشه وگفتار وکردار نیک. صالحترین دادگاه عدالت وجدان پاک .راستی اساس

وبنیان همه فضایل وکمالات ونادرستی بمثابه بدترین گناهان سزاوار عقوبت وکیفر

است. در این کتاب در مورد کار وکوشش که باعتبار فایده و باروریش نگهبان

پاکی وعصمت و سد راه اغوا و وسوسه است توصیه واز تنبلی وبطالت بعنوان

سرچشمه بینوائی و نیازمندی ومورث شر مساری و نکبت یاد شده ودر مورد

دستگیری و کمک ب همنوع وصمیمیت و خیر خواهی تاکید فراوان رفته است.

از اعتقاد پارسیان ب خدای یگانه .پاداش نیک وبد در روز جزا و پاکدامنی و

صفات وملکات پسندیده که از اصول و قواعد اخلاقی پیامبرشان اخذ شده است

چنین بر می آید که آنها یک ملت خداپرست بوده اند وزرتشت نیز پیامبری بوده

که همچون پیامبران دیگر از جانب آفریدگار مبعوث شده و ملکوت خدا را در

روی زمین مستقر کرده است.

از دوست خوبم فروزنده

جشن خردادگان

جشن خردادگان

 

جشن خردادگان 

جشن خُردادگان

زمان برگزاری: روز خرداد (ششمین روز ماه باستانی) از ماه خرداد (سومین ماه سال) برابر با چهارم خرداد در گاهشماری خورشیدی. 

انگیزه برگزاری: فرخندگی هم نامی روز و ماه به نام امشاسپند خرداد و بزرگداشت جایگاه آن در اندیشه ایرانیان.


مفهوم امشاسپند خرداد: خرداد در اوستا «هـَئوروَتات» و در پهلوی «خُردات» یا «هُردات» به معنی رسایی و کمال است که در گات‌ها یکی از فروزه‌های اهورا مزدا و در اوستای نو نام یکی از هفت امشاسپند و نماد رسایی اهورا مزدا است. خرداد، امشاسپند بانویی است که نگهداری از آب‌ها در این جهان خویشکاری اوست و کسان را در چیرگی بر تشنگی یاری می‌کند از این روی در سنت، به هنگام نوشیدن آب از او به نیکی یاد می‌شود. در گات‌ها، از خرداد و امرداد پیوسته در کنار یکدیگر یاد می‌شود و در اوستای نو نیز این دو امشاسپند، پاسدارنده آب‌ها و گیاهان اند که به یاری مردمان می‌آیند و تشنگی و گرسنگی را شکست می‌دهند. در یسنا، هات ۴۷، آمده‌است که اهورامزدا رسایی خرداد و جاودانگی امرداد را به کسی خواهد بخشید که اندیشه و گفتار و کردارش برابر آیین راستی است.

امشاسپند خرداد در متن‌های کهن: چهارمین یشت از یشت‌های بیست و یک گانه اوستا، ویژه ستایش و نیایش امشاسپند بانو خرداد است که در آن یشت از زبان اهورا مزدا یادآور می‌شود که «… یاری و رستگاری و رامش و بهروزی خرداد را برای مردمان اشون بیافریدم…» و سپس تاکید می‌شود هر آن کس که خرداد را بستاید همانند آن است که همه امشاسپندان را ستایش کرده‌است. در بندهش نیز درباره خرداد آمده‌است : «… ششم از مینویان، خرداد است؛ او از آفرینش گیتی آب را به خویش پذیرفت..» ، «… خرداد سرور سال‌ها و ماه‌ها و روزهاست [ یعنی] که او سرور همه‌است. او را به گیتی، آب خویش است. چنین گوید: هستی، زایش و پرورش همه موجودات مادی جهان از آب است و زمین را نیز آبادانی از اوست…»

گل ویژه جشن خردادگان:در کتاب بندهش از گل سوسن به عنوان گل ویژه امشاسپند بانو «خُرداد» نام برده شده‌است: «… این را نیز گوید که هرگلی از آنِ امشاسپندی است؛ و باشد که گوید: … سوسن خرداد را، ..» که بر این بنیان بهترین نماد برای جشن خردادگان گل سوسن است. معروف‌ترین نمونه‌های گل سوسن نزد ایرانیان سوسن سپید Lilium candidum یا سوسن آزاد است که به نام سوسن ده زبان یا سوسن گل دراز نیز شناخته می‌شود، همچنین یکی دیگر از گونه‌های نادر گل سوسن که بومی برخی مناطق شمالی ایران است، سوسن چلچراغ Lilium lederbourii نام گرفته‌است. در متن پهلوی «خسرو قبادان و ریدکی» بوی گل سوسن سپید، چون «بوی دوستی» توصیف شده‌است.

آیین‌های جشن خردادگان: یکی از مهم‌ترین آیین‌های روز خرداد که در جشن خرادگان پررنگ تر می‌شود، رفتن به سرچشمه‌ها یا کنار دریاها و رودها، تن شویی در آب و خواندن نیایش‌های ویژه این روز همراه با شادی و سرور در کنار خانواده و دوستان بوده‌است. نمونه‌ای از سنت‌های رایج در این روز را می‌توان از سروده «دستور داراب پالن» موبد بزرگ پارسی در منظومه «فرضیات نامه» برداشت نمود که از آیین‌های ویژه خرداد روز به «تن شویی»و«کندن چاه» و «نو کردن کاریز» اشاره می‌کند و در همین مورد در متن پهلوی «اندرز انوشه روان آذرپاد مهر اسپندان» یاد آوری شده که «در خرداد روز جوی کن». بر این پایه، در این روز توجه‌ای ویژه می‌شده به نگهداری و نوسازی جای‌هایی که آب از آن‌ها سرچشمه می‌گیرد و در آنجا جاری می‌شود چون چشمه‌ها، چاه‌ها، جوی‌ها، کاریزها و رودها که با آب زندگی بخش خود، ادامه زندگی را در این کره خاکی برای زیستمندان امکان پذیر می‌کنند.

تصاویر: آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی















































عکس: نیما نجف زاده

● تخت‌جمشيد را بيشتر بشناسيم

● تخت‌جمشيد را بيشتر بشناسيم
نگار پاکدل :
تخت جمشید را همه می‌شناسیم، ايرانيان باستان آن‌را «پارسه» مي‌خوانده‌اند و يونانيان بدان فرنام(:لقب) «پرسپوليس» داده‌اند. نخستين‌بار، آشيل، چكامه‌سراي(:شاعر) يوناني اين فرنام را براي تخت‌جمشيد به كار برده است. تخت‌جمشيد، سازه‌ای که جهانیان را به ستايش واداشته است، آناني كه اين سازه را ديده‌اند، از این همه شکوه و دانش و آگاهی، انگشت شگفتي بر دندان، گزيده‌اند.

 
طرحي بازسازي‌شده از تخت‌جمشيد برپايه‌ي شواهد و بازمانده‌ها

ادامه نوشته

ورود قایق فوق پیشرفته امارات به جزایر سه گانه

ورود قایق فوق پیشرفته امارات به جزایر سه گانه

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
پس از آنکه حاکم شارجه تهدید کرد "کشتی فوق پیشرفته کشورش را به جزایر سه گانه می فرستند"، دقایقی قبل خبری رسید مبنی بر اینکه کشتی ادعایی سلطان شارجه به جزیره ابوموسی نزدیک شده و هر آن احتمال بروز تنش در آنجا می رود . خبرنگار سرویس "جسورترین و شیرین ترین های سایت انتخاب" موفق شد به تصاویری از این کشتی های فوق پیشرفته، دسترسی پیدا کند:

این تصویر مربوط به پبش از حرکت و دستور حاکم شارجه است که جناب ایشان، اینجا مشغول انتخاب یکی از این کشتی ها هستند



این تصویر نیز، کشتی فوق پیشرفته امارات را در نزدیکی های جزایر سه گانه نشان می دهد.

مهمترین اسناد قدمت نام خلیج فارس

مهمترین اسناد قدمت نام خلیج فارس

به گزارش رویش نیوز به نقل از فارس، یونانی‌های باستان این خلیج را "پرسیکوس سینوس" یا "سینوس پرسیکوس" که همان خلیج فارس است نامیدند، از آنجا که این نام برای نخستین بار در منابع درست و معتبر تاریخی که غیر ایرانیان نوشته‌اند آمده است، هیچگونه شائبه نژادی در وضع آن وجود ندارد.

در زیر به مهمترین اسناد جهانی در تأیید مالکیت خلیج فارس اشاره‌ای خواهیم داشت.

- فلاویوس آریانوس که در قرن دوم میلادی می‌زیسته در کتابی که درباره جنگهای اسکندر نوشته بود از سفر دریاسالار ارتش اسکندر به دریای پارس نام برده است.

وی این دریای پارس را به نام پرسیکون کایتاس نوشته است که همان خلیج فارس کنونی است.

- استرابون جغرافی‌دان نامور یونانی که تا 19 پس از میلاد می‌زیسته است در نقشه‌های خود از همین نام برای دریای پارس استفاده کرده است.

- کلودیس پتوله یا بطلیموس جغرافی‌دان – نقشه نگار ریاضیدان و نویسنده قرن دوم میلادی در کتابهای نقشه‌های جهان خود که شامل 27 نقشه از جهان و کشورهای مختلف است نام دریای پارس را به نام پرسیکوس سینوس آورده است. وی امپراتوری شاهنشاهی اشکانی را به تصویر کشیده است.

- کوین کورسیوس روفوس مورخ نامدار رومی که یورشهای اسکندر به کشورهای مختلف را به رشته تحریر در آورده است در قمستی مربوط به ایران از دریای پارس به نام "اکوارم پرسیکو" نام برده است که در پارسی امروزی به معنی آبگیر پارس ترجمه می‌شود.

- ابوبکر احمدبن محمد معروف به ابن فقیه در کتاب نامور خود ( مختصر البلدان ) از دریای پارس به نام بحر فارس نام برده است.

- ابوعلی احمدبن عمر در کتاب خود ( الاعلاق النفیسه ) از دریای ایران به نام خلیج فارس نام برده است.

-در کتاب عجایب الاقا لیم السبعه الی نهایه ا لعماره نام دریای ایران به صورت بحر فارس آمده است.

- در کتاب المسالک الممالک ابن خرداذبه بحر فارس مشهود است.

-ابوا لحسن علی حسین مسعودی مورخ نامدار در کتاب مشهور خود به نام مروج الذهب – التنبیه و الاشراف این دریای ایرانی را به نام حقیقی‌اش یعنی دریای پارس آورده است.

- ابن المطهر المقدسی در کتاب تاریخ خود ( البلدء و التواریخ ) نام دریای پارس را ذکر کرده است.

- ابن حوقل در کتاب صوره الارض نام دریای پارس را آورده است.

- المقدسی در کتاب احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم نام دریای پارس را نوشته است.

- ابوریحان بیرونی فیلسوف بزرگ ایرانی در کتاب عظیم التفهیم لاوائل صناعه التنجیم نام دریای پارس را ذکر کرده است.

- ابوعبدالله محمد بن محمد معروف به الشریف الادریسی در کتاب نزهه المشتاق فی اختراق الافاق نام دریای فارس را به روشنی چند بار آورده است.

- ابن بلخی در کتاب فارسنامه‌اش که یکی از مشهورترین کتب تاریخی است نام دریای پارس را آورده است.

- یاقوت حموی در کتاب معجم البلدان نام دریای پارس را ذکر کرده است.

- قزوینی در کتاب آثار البلاد و اخبار العباد و عجایب المخلوقات و غرائب الموجودات نام دریای پارس را آورده است.

- ابوالفداء در کتاب تقویم البلدان نام دریای پارس را نوشته است.

-شمس الدین ابوعبدالله محمد ابن ابی طالب در کتاب نخبه الدهرفی عجایب البروالبحر نام دریای پارس را ذکر کرده است.

- شهاب الدین احمد بن عبدالوهاب در کتاب نهایت الارب فی فنون العرب نام دریای پارس را ذکر کرده است.

- حمدالله مستوفی قزوینی در کتاب نزهه القلوب نیز نام دریای پارس را آورده است.

- ابن بطوطه در سفرنامه خود به نام تحفه النظار فی غرایب الامصار و غرائب الاسفار نیز نام دریای پارس را ذکر کرده است.

نماز زرتشتی

 

نماز زرتشتی

نماز یکی از عبادت‌های مزدیسنا است که برای داشتن توجه همیشگی به دستورهای دینی و سپاسگزاری خدا گزارده می‌شود. این دستورات عمدتاً ماهیتی اخلاقی دارند.

هنگامی که کودکی در یک خانواده زرتشتی به سن «رشد فکری» می‌رسد و دین زرتشت را می‌پذیرد، پس از سدره‌پوشی به تکلیف می‌رسد. سن رشد فکری معمولاً میان ۹ تا ۱۱ سالگی است.

امروزه نماز پنجگانه را معمولاً موبدان می‌گزارند و بیشتر زرتشتیان به خواندن دعاهای صبحگاه و شامگاه اکتفا می‌کنند.

آمادگی

پیش از نماز گزاردن، باید کارهای زیر را انجام داد  :

  • پاکی تن در هنگام آغاز نماز
  • پوشیدن سِدره و کُشتی
  • پاک بودن لباس از آلایش
  • شستن دست و رو
  • رو نمودن به قبله

گاه‌ها و هنگام نماز زرتشتیان هر روز در ۵ گاه اهورامزدا را نماز می‌گزارند و هنگام این نمازها دارای محدودیت زمانی است.

گاه

مدت زمانی

 

از

تا


هاوَن

طلوع خورشید

نیمروز


رَپتوَن

نیمروز

ساعت ۳ بعد از ظهر


اُوزیرَن

ساعت ۳ بعد از ظهر

غروب خورشید


اَئیوی‌سَروترم (سروثَرم)

غروب خورشید

نیمه شب


اُشَهِن (اوشَهی ناای-اشمن)

نیمه شب

طلوع خورشید


معمولاً در فصل زمستان، گاهِ رپیتون که هنگام گرما است؛ خوانده نمی‌شود.

قبله

قبله زرتشتیان نور و روشنایی است. آنان می‌توانند در روزها به سوی خورشید و شب‌ها در برابر نور ماه، آتش، شمع یا چراغ روشن نماز بخوانند. زرتشتیان تنها در آتشکده رو به آتش نماز می‌گزارند و حتی کسانی که در همسایگی یک آتشکده هستند نیز رو به آن نیایش نمی‌کنند. آتش در مزدیسنا نماد «اشه» است. آتش موجود در آتشکده به عنوان درفش مزدیسنا و نماد هویت دینی–فرهنگی زرتشتیان به شمار می‌رود. زرتشتیان معتقدند نمی‎‌توان برای خدا حدود و جهاتی قایل شد، و به دستور زرتشت نور را به عنوان نمادی از فروغمندی اهورامزدا نماز می‌گزارند.

آتش‌پرستی

در میان برخی از عامه مردم، پنداشته‌می‌شود که نمازگزاری زرتشتیان به سوی آتش، آتش‌پرستی است. اما در واقع نمازگزاردن رو به آتش، به عنوان پرستش آتش به جای خدا نیست. همانند استفاده از مهر

 

چگونگی

نماز زرتشتی به زبان اوستایی است و با چنین جملاتی آغاز می‌شود:


به نام خداوند بخشنده مهربان

خشنود گردانم، اهورامزدا! باور دارم دین مزداپرستی را كه آوردهٔ زرتشت است. پيرو آموزشهای اهورایی هستم كه از دیو (دروغ) و دوگانه‌پرستی به دور است.

 

پس از این زمزمه‌ها، نماز ویژه هز گاه خوانده می‌شود که دوبخشی است. در بخش نخست فرشته مربوط به آن گاه، و در بخش دوم همتای دنیایی او ستایش می‌شود. این دو بخش بر اساس داشتن دو جنبه «مُلکی» و «ملکوتی» هر چیزی است که هردو باید پاک و منطبق بر هم باشند.

 

 منابع

  • مهر، فرهنگ. دیدی نو از دینی كهن (فلسفه زرتشت). چاپ اول. تهران: جامی، ۱۳۷۴.
  • رضایی، عبدالعظيم. تاريخ اديان جهان، جلد سوم. تهران: علمی، بی‌تا.
  • غمخوار یزدی، محمّدجواد. جايگاه نماز در اديان الهی. چاپ چهارم. مشهد: الف، ۱۳۷۹.
  • اردیبهشتگان یا گلستان‌جشن

    اردیبهشتگان یا گلستان‌جشن از جملهٔ جشن‌های آتش است. روز سوم از هر ماه به نام اردیبهشت می‌باشد و سوم ماه اردیبهشت جشن اردیبهشت‌گان برگزار می‌شد.خلف تبریزی آورده که در این روز نیک است به معبد و آتشکده رفتن و از پادشاهان حاجت خود خواستن و به جنگ و کارزار شدن.


    اردیبهشت (اشه و هشیتا):

    اردیبهشت از واژه استایی اشا وهیشتا نماینده اشویی است . ایرانیان باستان در این جشن لباس سفید بر تن می کردند که نشان پاکی می باشد و در آدریان ها به خواندن اردیبهشت یشت ( قسمتی از اوستا ) و نیایش اهورامزدا می پرداختند . امروزه زرتشتیان این روز را گرامی می دارند.

    در اوستا تعبیر به بهترین راستی و درستی می شود .اردیبهشت زیباترین امشا سپند (فروزه اهورا مزدا ) است که در برابر نا راستی قرار می گیرد و نماینده قانون ایزدی و نظم اخلاقی در جهان است .آنها که راستی (اشه ) را نمی شناسند به بهشت (و هیشت ) اهورا مزدا وارد نمی شوند .نظم دوزخ را هم اشه و هشیتا بر قرار می کند .

    اشه (اردیبهشت ) راستی

    اردیبهشت زیباترین امشا سپند است و نماینده ی قانون ایزدی و نظم اخلاقی در جهان است. شخص مؤ من اشون یعنی پیرو اشه نامیده می شود. اشه نظم را روی زمین حفظ می کند ، زیرا بیماری و مرگ را سر کوب می کند. اشه حتی نظم دوزخ را هم نگاه می دارد و مراقبت می کند تا دیوان بد کاران را بیشتر از حقشان تنبیه نکند و هماورد اصلی او ایندره (سرکشی ) است که روح ارتداد در انسان است و نظم را از انسان دور می کند.

    اشه به معنی تقدس و هشتا به معنی بهترین و والاترین و کاملترین گرامی از زوایات اوستا چنین استنباط میشود که حفظ مقام ، بهترین تقدس و نظم کامل در میان مخلوقات به این امشا سپند سپرده شده است کسب رضایت این امشا سپند بر هر انسانی واجب است به طوری که به هر انسانی توصیه و تلقین شده که هر کس خشنود این است که سپند مقرب اهورا مزدا را به جا نیاورد در جهان کوچک و خرد و بی مقدار و در آخرت شرمسار و محروم از بهشت خواهد بود و این تأکید برای آن است که هر یک از ما بکوشیم به آن نظم الهی برسیم که شایسته ی ماست .در تعالیم زرتشت آمده که: هر کسی نتواند با پیکری آلوده در صف پاکان و روحانیون داخل شود و بدون اشویی که تقدس و پاکی صوری و معنوی است و بدون انتظام اساس عالم بر پایه نیکداری قائم و ثابت نماند .

    سومین یشت اوستا به نام اشه نامزد شده و مطالب آن یاد آور حماسه رنج انسان در برابر آزار اهریمن و یاران بد دل اوست .او در زمین نگهبان آتش های فروزان است .

    به موجب یزدان شناسی اوستایی اردیبهشت برای بر انداختن خباثت و مظاهر پلیدی در جهان راستی مأمور است و اهورا مزدا به او کمک می کند تا بیماران را با گیاهان شفا بخش بهبود دهد و مردم بی ادب را با ادب کند و آشوب را دور کند .

    اردیبهشت آتش را وسیلهء آزمون قرار می دهد تا پلیدان را از پاکان بشناسد .کما اینکه در اسطوره ی سیاوش پاکدامن را مدد رساند تا از آتش گذر کند و آتش را براو گلستان کرد .اردیبهشت در عالم روحانی نماینده ی صفت راستی و تقدس اهورا مزدا است .

    جشن اردیبهشتگان :

    جشن اردی بهشتگان در اردی بهشت روز از اردی بهشت ماه است که نام روز و ماه با هم برابر افتاده است. مطابق گاهنمای قدیم که هر ماه سی روز بوده این جشن در سوم اردی بهشت می باشد ولی مطابق تقویم کنونی که شش ماه اول سال را۳۱ روز حساب کرده و یک روز به فروردین ماه افزوده اند جشن اردیبهشتگان در دوم اردیبهشت واقع می شود . در این جشن شهریاران بار عام می دادند و موبد موبدان آیینی را که مرسوم بوده برگزار می کرد و همه را اندرز می گفت. و هنرمندان مورد مرحمت واقع می گردیدند و بدریافت پاداش افتخار حاصل می کردند .این روز به فرشته مقدس اردیبهشت تعلق دارد که مظهر پاکی و راستی و درستی و نماینده آیین ایزدی و نگهبانی آتشها با اوست .معمولا باید در این روز اردیبهشت یشت خوانده شود و به آتش توجه گردد .و به خاطر مقام و مرتبه اردیبهشت امشاسپند این جشن به نام اوست و نظر به همان صفات و کمالات است که ایرانیان قدیم این روز را جشن می گرفتند و خود را برای قبول صفات این فرشته مقدس آماده می ساختند .جشن اردیبهشت گان همان عید گل است که در میان سایر ملتها با تجلیل فراوان بر پا می شود .ابوریحان در باره این جشن می نویسد: ((اردیبهشت ماه؛روز سوم آن اردی بهشت است و آن عیدی است که اردیبهشتگان نام دارد برای اینکه هر دو نام با هم متفق شده.اردی بهشت به معنی بهترین راستی است ؛بعضی گفته اند بمعنای منتهای خیر و خوبی است . اردیبهشت فرشته آتش و نور است و این دو با او مناسبت دارد و خداوند او را به این کار موکل کرده و نیز ماموریت داده است علل و امراض را بیاری ادویه و اغذیه زائل کندو صدق را از کذب و حق را از باطل تمیز دهد .))اینکه ابوریحان فرشته اردیبهشت را تمیز دهنده راست و دروغ و حق و باطل تشخیص داده برای اینست که این فرشته همانطور که گفته شد نماینده راستی و درستی است . بنابراین هر کس از او پیروی نماید معلوم می شود در راه راست و حق است و هر کس از او دوری کند و از صفات او بی بهره باشد مسلم است که در راه باطل دروغ است. اردیبهشت زیباترین امشا سپند است زرتشتیان نماز اشه و هشیتا را بر پا می کنند تاشاید به بهشت پر از سعادت او وارد شوند.

    چقدر «ابوموسي» را مي‌شناسيم

    ابو موسی

     

    چقدر «ابوموسي» را مي‌شناسيم

     

    جزيره‌اي كه اين روزها زياد درباره‌اش حرف مي‌زنند؛ پاره‌اي از تن وطني به وسعت ايران كه عده‌اي به پندار اين كه چون كم مي‌بينيمش، تعلقش را به مام ميهن فراموش كرده‌ايم؛ در حالي‌كه فرزند ايران هر جا باشد در قلب همه ايرانيان است.

    به گزارش پارسينه «ابوموسی» جزیره‌ای در خلیج فارس است كه مساحت آن حدود ۲۵ کیلومتر مربع است. ابوموسی در ۲۶ درجهٔ خط عرض شمالی و در ۵۵ درجهٔ خط طول شرقی واقع شده‌ است.

    فاصله میان «ابوموسی» و جزایر «تنب» به دلیل عمق مناسب آب تنها مسیر قابل کشتیرانی برای نفتکش‌های بزرگ است.

    *مالکیت جزیره

    حاکمیت ایران بر جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک در دورهٔ امپراطوری‌های عیلامی، ماد، هخامنشی، اشکانی و ساسانی ريشه دارد. در این دوران نظم و امنیت ایرانی (persianpax) بر سراسر این پهنه آبی خلیج فارس و جزایر آن حکم‌فرما بود. جزایر سه‌گانه در سال ۱۹۰۸ به طور کامل تحت اشغال بریتانیا به عنوان قیم رسمی امارات متصالحه در آمد اما تا سال ۱۹۷۱ هیچ کدام از دولت‌های ایران این اشغال را قبول نداشته و ابوموسی به همراه تنب بزرگ و کوچک در تقسیمات کشوری ایران قرار داشتند.

    در سال ۱۹۷۱ پس از توافق ایران و بریتانیا و پیش از خروج نیروهای نظامی انگلیس از منطقه و تأسیس کشور امارات متحده عربی، ابوموسی به همراه تنب بزرگ و تنب کوچک پس از نزدیک به ۷۰ سال شکایت‌های مداوم دولت ایران علیه اشغالگری انگلیس سرانجام به ایران بازگردانده شد. در سال ۱۹۹۲ و پس از خاتمهٔ جنگ خلیج فارس امارات متحدهٔ عربی بر خلاف نظر شیخ شارجه و تفاهم‌نامهٔ ۱۹۷۱ شارجه با ایران در خصوص ابوموسی، اقدام به طرح ادعاهای مالکیت بر جزایر سه‌گانه کرد. این اقدام واکنش دولت ایران را برانگیخت.

    نقشه‌ای از سال ۱۲۷۱ که ابوموسی را بخشی از ایران نشان می‌دهد. دو خط‌چین موازی خطوط تلگراف دریایی هستند.

    شورای عالی امنیت ملی ایران با صدور بیانیه‌ای هشت ماده‌ای بر حق حاکمیت بی‌چون و چرای ایران بر جزایر تاکید کرد. در بند هفتم این بیانیه آمده‌ است: «طرح ادعاهای تاریخی در مورد سرزمین‌های ایران، اگرچه همواره به نفع ایران است، ما آن را به هیچ وجه به مصلحت امنیت منطقه نمی‌دانیم و تجربه ادعاهای مشابه از سوی عراق درس عبرتی در این زمینه‌ است».

    اکبر هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه ۲۵ دسامبر ۱۹۹۲ خطاب به شورای همکاری حاشیه خلیج پارس و همپیمانان غربی آنان گفت: برای جداسازی جزایر سه‌گانه از ایران باید از دریای خون گذشت.

    نام فارسی

    این جزیره در اسناد تاریخی و نقشه‌ها با نام بوموو BoumOuw بوم+اوو Aouw یعنی آب (معرب آن بومف) و با نام گپ سبزو (به معنای جای سبز) و بوم سوز یا بوموسو BoumSou. ثبت شده (بوم به معنی مکان است و «سو» چند معنی دارد سو Souw مخفف سوز Souz نام یک نوع سبزی است و بطور کلی نیز در زبان فارسی کهن معنی سبز می‌دهد و در مجموع می‌توان آن را به معنای زمین سبزنامید). ابوموسی یک نام جدید است و سابقه آن به حدود بیشتر از یکصد سال قبل برمی‌گردد که یکی از ساکنان بنام ابوموسی این نام را بجای بوموسو BoumSou رایج ساخت.

    *جمعیت

    جمعیت ابوموسی، در سال ۲۰۱۰ میلادی، برابر با ۲٬۰۳۸ نفر بوده‌است. تعداد اندکی از این ساکنان شهروندان امارات هستند که بر اساس قراردادی میان ایران و امارات حق اقامت دائم در ابوموسی را دارند. اخيرا نيز همزمان با ورود رييس‌جمهور احمدی‌نژاد به این جزیره که با استقبال با شکوه اهالی مواجه شد همه یکصدا بر حاکمیت ایران بر این جزیره تاكيد كردند.

    *وضعیت جزیره

    «ابوموسی» جنوبی‌ترین جزیره ایرانی آب‌های خلیج فارس است. این جزیره در ۲۲۲ کیلومتری بندرعباس و هم چنین در ۷۵ کیلومتری بندر لنگه، در ۶۰ کیلومتری شمال امارت شارجه در امارات متحده عربی واقع شده‌است. و ۱۶۰ کیلومتر از تنگه هرمز فاصله دارد. جزیره ابوموسی یکی از 14 جزیره استان هرمزگان است که بیشترین فاصله از سواحل ایرانی خلیج فارس را دارد و طول و عرض آن درحدود ۵ / ۴ کیلومتر است. شهر ابوموسی مرکز جزیره ابوموسی و ارتفاع آن از سطح دریا ۴۶ متر است.

    جزیره ابوموسی آب و هوای مرطوب و گرم‌تری دارد. این جزیره فاقد آب و اراضی مناسب کشاورزی است، ولی کشت و زرع محدودی در آن صورت می‌گیرد و بیشتر مردم بومی محل به صید ماهی اشتغال دارند.

    تاسیسات جزیره یک فرودگاه، یک موج‌شکن و اسکله کوچک برای پهلوگیری شناورهای سبک با آبخور محدود و یک جاده کمربندی آسفالته را شامل مي‌شود.ناهمواری‌های خاک جزیره ابوموسی به سوی شمال افزایش می‌يابد و سرانجام به بلندترین نقطه جزیره به نام کوه حلوا که نزدیک به ۱۱۰ متر ارتفاع دارد می‌رسد.

    این جزیره یکی از مراکز صدور نفت خام کشور است که با ظرفیتی قابل توجه فعالیت می‌کند. این جزیره از خوش‌آب‌وهواترین مناطق خلیج فارس می باشد./

    از دوست خوبم احسان

    طرح کاهش روابط با امارات در مجلس/ موضع گیری اماراتی ها خنده دار بود

    طرح کاهش روابط با امارات در مجلس/ موضع گیری اماراتی ها خنده دار بود
    عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه باید در نوع روابط با امارات تجدید نظر کرد گفت: بخش عمده اقتصاد امارات به اقتصاد ایران گره خورده است و اگر ما در نحوه ارتباط تجدید نظر کنیم بدون شک این کشور با بحران روبه رومی شود.

    سید حسین نقوی حسینی در گفتگو با خبرنگار مهر،با اشاره به فضاسازی اتحادیه عرب و مسئولان اماراتی در خصوص سفر رئیس جمهور به جزیره ابوموسی گفت: مطابق همه اسناد تاریخی و کنوانسین های بین المللی، جزایر سه گانه جز ایران محسوب می شود و هر کدام از این جزایر مثل استان ها و شهرستانهای کشورمان می ماند و رفت و آمد مسئولین و دولت مردان به این جزایر همانند سفر آنها به استانهای مختلف تلقی می شود.

    وی با بیان اینکه  واکنش مسئولان اماراتی در سفر رئیس جمهور به جزیره ابوموسی تعجب برانگیز است اظهار داشت: ما در این جزیره به فعالیت تجاری مشغول هستیم و رفت و آمدهای زیادی داریم به همین جهت موضع گیری مسئولین اماراتی مضحک و خنده دار است.

    عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در ادامه خواستار آن شد تا دولت نسبت به این عکس العمل های مسئولین اماراتی واکنش نشان دهد و در اسرع وقت سفیر امارات و در غیاب وی کاردار امارات در ایران را به وزارت امورخارجه احضار کند تا اعتراض دولت و ملت ایران را  به سفیر امارات ابلاغ کند.

    نقوی حسینی با بیان اینکه حتی باید در نوع روابط با امارات تجدید نظر کرد گفت: بخش عمده اقتصاد  امارات به اقتصاد ایران گره خورده است و اگر ما در نحوه ارتباط تجدید نظر کنیم بدون شک این کشور با بحران روبه رومی شود.

    این نماینده مجلس برخورد دولت با مسئولین اماراتی را لازم و ضروری دانست و گفت: اگر این برخورد صورت گیرد ،دیگر این کشور چنین مواضعی را علیه ایران اتخاذ نخواهد کرد،حتی اگر با تجدید روابط روبه رو شویم.

    وی در پاسخ به این سوال که آیا مجلس شورای اسلامی طرح کاهش روابط با امارات را بررسی می کند؟ گفت: ما حتما این موضوع را در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مطرح و مواضع کمیسیون را اعلام می کنیم اما از دولت نیز انتظار داریم به طور جدی با امارات برخورد کند و به این راحتی از این موضع گیری عبور کند.

    بنابراین گزارش، سفر روز پنجشنبه رئیس جمهور کشورمان به جزیره ابوموسی با واکنش زننده وزارت خارجه امارات همراه بود.

    وزیر امور خارجه امارات سفر رئیس جمهور کشورمان را به بخشی از خاک ایران با گستاخی اشغالگری خواند و سفیر خود را از تهران فراخواند.

    چند نکته درباره "توهم ضدتاریخی" اعراب حاشیه خلیج فارس

    چند نکته درباره "توهم ضدتاریخی" اعراب حاشیه خلیج فارس

    شورای همکاری در حالی مدعی "ع ر ب ی" بودن خلیج فارس شده که بر اساس اسناد معتبر و تاریخی سازمان ملل متحد نام این منطقه خلیج فارس بوده و این سازمان بین المللی در مکاتبات خود از آن استفاده کرده و لزوم به کار بردن این واژه را نیز به دیگرکشورها گوشزد کرده است.

    خلیج فارس در اسناد سازمان ملل
    در یکی از اسناد سازمان ملل که متعلق به 14 می سال 1999 است دبیرخانه سازمان ملل متحد به صراحت از واژه خلیج فارس استفاده کرده و از آن به عنوان یک استاندارد جهانی جغرافیایی یاد کرده است.

    متن این سند به شرح زیر است :

    ترجمه بند اول این سند رسمی موجود در دبیرخانه سازمان ملل متحد که در 5 بند آماده شده به شرح زیر است:

    "واژه خلیج فارس در اسناد و انتشارات و همچنین بیانیه هایی که از سوی دبیرخانه ( دبیرکل ) صادر می شود استفاده می شود. این واژه یک نام استاندارد جغرافیایی برای یک منطقه دریایی میان جمهوری اسلامی ایران و کشورهای عرب منطقه ( شبه جزیره عرب ) است. واژه کامل  فارس همواره برای معرفی این منطقه دریایی استفاده می شود. در ابتدای این سند نیز این نام به همین منطقه اشاره می کرد و پس از این نیز این نام درهر زمانی که نیاز به شفافیت حس شود تکرار خواهدشد."   

    نگاهی به تاریخ کهن "خلیج فارس"
    مورخان و محققان خارجی دنیای قدیم از جمله هرودوت، نئارخوس، استرابون، کورسیوس رومی و نیز محققان اسلامی نظیر استخری، مسعودی، بیرونی، ابن حوقل، مقدسی، مستوفی و ناصر خسرو در آثار و نوشته های خود از آن به نام "خلیج فارس" یا "دریای پارس" یاد کرده اند.
     
    همچنین ایرانیان و یونانیان باستان برداشتهای دوگانه ای از جغرافیای آبهای گیتی داشتند. در حالی که هر دو گروه کره خاکی را دایره مانند و محصور در اقیانوس کناری یا حاشیه ای می دانستند که بر گرد آن قرار دارد و دریاهای درونی از اقیانوس کناری منشعب می شود. ایرانیان عصر هخامنشی بر این گمان بودند که آبهای درون گیتی شامل دو دریا می شود، دریای پارس و دریای باخترروم در حالی که یونانیان باستان آبهای درون گیتی را چهارگانه می دانستند. خلیج فارس، دریای خزر، خلیج عربی دریای سرخ و دریای مدیترانه. این مطلب گویای این حقیقت است که خلیج "ع رب ی" به دریای سرخ اطلاق می شد.
     
    جعل واژه خلیج "ع ر ب ی" از کجا آغاز شد؟
    البته از سرآغاز قرن بیستم تا سال 1962 هیچ تردیدی در آثار و نوشته های عربی، در استفاده از خلیج فارس وجود نداشت تا اینکه در سال 1962 روزنامه تایمز لندن در یکی از مقالات خود از خلیج "ع رب ی" به جای خلیج فارس استفاده کرد. و از آن زمان به بعد برخی از نویسندگان و سیاستمداران عرب تلاش می کنند که این نام مجعول را جایگزین خلیج فارس نمایند.
     
    لازم به ذکر است چنین تلاشهایی تا قبل از سال 1962 نیز وجود داشت که بیشتر توسط برخی سیاستمداران تندروی عرب برای رسیدن به مقاصد سیاسی شان انجام می شد. در سال 1958 سرهنگ عبدالکریم قاسم با کودتایی در عراق به حکومت رسید و بعد از مدتی داعیه رهبری جهان عرب را مطرح ساخت. در راستای چنین اندیشه ای از تاکتیک دشمن تراشی برای تحریک احساسات عمومی ملی سود جست و برای نخستین بار خلیج فارس را به نام جعلی خلیج "ع رب ی" خواند.
     
    البته نخستین تلاش ها برای تغییر نام خلیج فارس به دهه 1930 بر می گردد که با شکست همراه بود. سرچارلز بلگریو نماینده سیاسی بریتانیا در بحرین، پرونده ای را برای دگرگون کردن نام خلیج فارس تشکیل داد و به سفرای بریتانیا پیشنهاد داد که نام خلیج "ع رب ی" را به جای خلیج فارس به کار ببرند. این کار مصادف بود با تجدید حیات تلاشهای سیاسی گسترده دولت ایران برای بازپس گیری بحرین، تنب بزرگ و کوچک، ابوموسی، سیری، قشم، هنگام و دیگر جزایر ایرانی اشغال شده و سرزمین خوزستان از انگلیس ها، که خلیج فارس را دریای اختصاصی انگلستان می نامیدند. در این شرایط بریتانیا نمی توانست با اجرای سیاست دگرگون کردن نام خلیج فارس بیش از پیش در نزد افکار عمومی و بین المللی محکوم شود. به این دلیل پرونده تشکیل شده بسته و بایگانی شد.

    باید یادآور شد در دنیای عرب کسان زیادی هستند که ضمن تاکید بر لزوم حفظ حرمت و هویت تاریخی خلیج فارس از تفرقه افکنی که توسط انگلیسی ها برای کسب امتیازات از قرن نوزدهم در خلیج فارس آغاز شد، پیروی نمی کنند. برای مثال روزنامه کویتی" الانباء" چندی پیش در مقاله ای با عنوان هویت آب نوشت: خلیج فارس نام دریایی است که ما را از ایران جدا می کند، ولی بنا به اهداف سیاسی که به اصطلاح قوم گرایان عرب یکه تاز آن بودند نام خلیج فارس به خلیج "ع رب ی" تبدیل شده است، بدون آنکه حرمت تاریخ و عاقبت و احترام لازم به این امر گذارده شود.

    به گزارش مهر، تمامی تاریخدانان بر درستی نام خلیج فارس تاکید دارند اما اینکه چرا کشورهای عرب حوزه خلیج فارس هر از گاهی ادعای ع ر ب ی بودن آن را می کنند پرسشی است که پاسخ آن به شرایط زمانی و "گوش به حلقه بودن" این کشورها باز می گردد.

    در حال حاضر منطقه خاورمیانه و بویژه کشورهای عرب حوزه خلیج فارس کانون مهمترین تحولات جهان هستند به نحوی که در کشور بحرین شدیدترین رفتار یک حکومت را علیه مردم خویش شاهد هستیم و شورای همکاری نیز از آن حمایت می کنند اما جامعه به اصلاح جهانی واکنشی را نسبت به آن نشان نمی دهد و در این میان ایران که در شرایط فعلی به تنها انعکاس دهنده مظلومیت مردم بحرین تبدیل شده با اتهامات ریز و درشت و البته بی پایه و اساسی چون دخالت در امور داخلی بحرین مواجه می شود.

    "شیخ عبدالله بن زیاد آل نهیان" وزیر خارجه امارات در زیر نقشه خلیج فارس 

    ایران در حالی به دخالت در امور بحرین متهم شده که بر اساس مکاتبات وزارت خارجه آمریکا و اظهارات صریح وزیران دفاع و خارجه این کشور در سال گذشته، هیچ سندی دال بر دخالت ایران در امور داخلی این کشور عربی وجود ندارد بنابراین می توان از حکومت آل خلیفه پرسش کرد زمانی که بحرین آرام بود و کسی به تحولات این کشور اعتنا نمی کرد و فضا برای کار وجود داشت ایران در آن دخالت نمی کرد پس چطور ممکن است اکنون که همه نگاه ها متوجه بحرین است تهران بخواهد در امور این کشور دخالت کند؟

    بر همین اساس می توان گفت اقدام جدید شورای همکاری کشورهای عرب حوزه خلیج فارس "آب در هاون کوبیدن" بوده و به خیال خود تلاش کرده اند تا با سرگرم کردن ایران به این موضوع و انجام تبلیغات رسانه ای سرپوشی بر اقدامات جنایت کارانه خود در بحرین بگذارند.
    ------------------------
    عبدالحمید بیاتی

    جشن فروردینگان

    جشن فروردینگان

     

    جشن فروردینگان

    فَروَردینگان یا فروردگ یکی از جشن‌های ماهانهٔ زرتشتی است. روز برگزاری این جشن نوزدهم فروردین ماه است. فرودگ یا فروردینگان جشنی است برای یادبود درگذشتگان و از آنجا که در دین زردشتی، آیین‌های سوگواری به اشکالی که می‌شناسیم، وجود ندارد، این مراسم به صورت جشن برگزار می‌شود و مردم روان درگذشتگان را هم در شادی خود شرکت می‌دهند.

    ادامه نوشته

    راه ابریشم دروغی بیش نیست"

    حکیم ارد بزرگ :
    « نام راه ابریشم و یا جاده ابریشم همانند نام خلیج عربی دروغین و شرم آور است . این "راه ایران" است که چینی ها بدنبال دزدیدن آن هستند ، هر پروژه ایی که با نام "راه ابریشم" انجام شود پشت نمودن به پیشینه کهن سرزمینمان ایران است برای ساخت ، نگهداری و نگهبانی از این راه مردم و فرمانروایان ایران رنج بسیار کشیده اند .

    چینی ها در این پنجاه سال به هزار گونه کوشش کرده اند نام "راه ابریشم" را جهانی کنند ! با نگاهی به تاریخ نوشتاری ما خواهید دید این واژه پیشینه ایی بیش از 50 سال ندارد تاریخی که برایش نوشته اند دروغین است . پذیرش و بهره گیری از آن به هیچگونه پذیرفتنی نیست . »

    " راه ایران در شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی "

    بران گونه پویان براه آمدند

    بیک هفته نزدیک شاه آمدند

    چو از راه ایران بیامد سوار

    کس آمد بر خسرو نامدار

    پذیره فرستاد شماخ را

    چه مایه دلیران گستاخ را

    بپرسید چون دید روی هجیر

    که ای پهلوان‌زادهٔ شیرگیر

    ***
    دانم همی گیوو گودرز را

    نه پیموده‌ام هرگز آن مرز را

    بفرمود تا خوردنی هرچ بود

    نهادند در پیش درویش زود

    یکایک سخن کرد ازو خواستار

    که با تو چرا شد دژم روزگار

    چه پرسی ز گردان و شاه و سپاه

    چه داری همی راه ایران نگاه

    منیژه بدو گفت کز کار من

    چه پرسی ز بدبخت و تیمار من

    کزان چاه سر با دلی پر ز درد

    دویدم بنزد تو ای رادمرد

    زدی بانگ بر من چو جنگاوران

    نترسیدی از داور داوران

    منیژه منم دخت افراسیاب

    برهنه ندیدی رخم آفتاب

    ***
    نهادند زین بر سمند چمان

    خروش آمد از دیده هم در زمان

    که ای پهلوان جهان شادباش

    ز تیمار و درد و غم آزاد باش

    که از راه ایران یکی تیره گرد

    پدید آمد و روز شد لاژورد

    فراوان درفش از میان سپاه

    برآمد بکردار تابنده ماه

    بپیش اندرون گرگ پیکر یکی

    یکی ماه پیکر ز دور اندکی

    درفشی بدید اژدها پیکرش

    پدید آمد و شیر زرین سرش

    بدو گفت گودرز انوشهٔ بدی

    ز دیدار تو دور چشم بدی

    از دوست خوبم الهام

    نشان فروهر

    نشان فروهر

    آپلود سنتر نامحدود - www.up.irannab.com


    از آنجایی که هر کشور و ملتی نشانه و سمبولی ویژه از خود دارند،ایرانیان یکی از کهن ترین مردمانی هستند که سمبولی بسیارشگفت انگیز و سراشر از دانش و فرهنگ و خرد از خود به جای گذاشته اند که با اندوه فراوان بسیاری از ما ایرانیان از آن نا آگاه هستیم . این نشان ” فره وشی” یا ” فروهر” نام دارد که قدمت آن بیش از ۴۰۰۰ سال تخمین زده شده است . تاریخچه فره وشی ی افروهر به پیش از زایش زرتشت بزرگوار این پیر و فیلسوف خرد و فرهنگ و دانش جهان باز میگردد . سنگ نگاره هایشاهنشاهان هخامنشی در کاخهای پرسپولیس و سنگ نگاره های شاهنشاهان ساسانی همه حکایت از آن دارد . نکته بسیار شگفت انگیز این نشان ملی ما ایرانیان آن است که تک تک این نشان دارای مفهوم دانشی نهفته است . اینک به تشریح این نشان ملی می پردازیم

    آپلود سنتر نامحدود - www.up.irannab.com

    ۱ -

    قرار دادن چهره یک پیرمرد سالخورده در این نگاره اشاره به شخص نیکوکاری و یکتا پرستی دارد که رفتار و ظاهر مرتب وپسندیده اش سرمشق و الگوی دیگر مردمان بوده است و دیگران تجربیات وی را ارج می نهادند

    ۲ -

    دست راست نگاره به سوی آسمان دراز شده است که این اشاره به ستایش “دادار هستی اورمزد” خدای واحد ایرانیان دارد که زرتشت در ۴۰۰۰ سال پیش آنرا به جهان هدیه نمود

    ۳-

    چنبره ای ( حلقه ای ) دردست چپ نگاره وجود دارد که نشان از عهد و پیمانی است که بین انسان و اهورامزدا بسته میشود و انسان باید خدای واحد را ستایش کند و همیشه در همه امور وی را ناظر بر کارهای خود بداند . مورخین حلقه های ازدواجی که بین جوانان رد و بدل می شود را برگرفته شده از همین چنبره میدانند آنرا یک سنت ایرانی میدانند که به جهان صادر شده است . زیرا زن و شوهر نیز با دادن چنبره ( حلقه ) به یکدیگر پیمانی را با هم امضا نموده اند که همیشه به یکدیگر وفادار بمانند

    ۴ -

    بالهای کشیده شده در دو طرف نگاره اشاره به تندیس پرواز به سوی پیشرفت و ترقی در میان انسانهاست و در نهایت امر رسیدن به اورمزد دادار هستی خدای واحد ایرانیان است .

    ۵ -

    سه قسمتی که روی بالها به صورت طبقه بندی شده قرار گرفته است اشاره به سه دستور جاودانه پیر خرد و دانش جهان “اشو زرتشت” دارد . که بی شک میتوان گفت تا میلیون سال دیگر تا جهان در جهان باقی باشد این سه فرمان پابرجاست و همیشه الگو و راهنمای مردمان جهان است . این سه فرمان که روی لهای فروهر نقش بسته شده همان کردار نیک – گفتار نیک – پندار نیک ایرانیان است .

    ۶ -

    در میان کمر پیرمرد ایرانی یک چنبره ( حلقه ) بزرگ قرار گرفته شده است که اشاره به ” دایره روزگار” و جهان هستی دارد که انسان در این میان قرار گرفته است و مردمان موظف شده اند در میان این چنبره روزگار روشی را برای زندگی برگزینند که پس از مرگ روحشان شاد و قرین رحمت و آمرزش الهی قرار بگیرد .

    ۷ -

    دو رشته از چنبره ( حلقه ) به پایین آویزان شده است که نشان از دو عنصر باستانی ایران دارد .یکی سوی راست و دیگریسوی چپ.نخست” سپنته مینو” که همان نیروی الهی اهورامزدا است و دیگری “انگره مینو”که نشان از نیروی شر واهریمنی است . انسان در میان دو نیروی خیر و شر قرار گرفته است که با کوچکترین لرزشی به تباهی کشیده می شود ونابود خواهد شد . پس اگر از کردار نیک – گفتار نیک – پندار نیک پیروی کند همیشه نیروی سپنته مینو در کنار وی خواهد بود و او به کمال خواهد رسید و هم در این دنیا نیک زندگی خواهد کرد و هم در دنیای پسین روحش شاد و آمرزیده خواهد بود .

    ۸ -

    انتهای لباس پیرمرد سالخورده باستانی ایران که قدمتی بیش از ۴۰۰۰ سال دارد به صورت سه طبقه بنا گذاشته شده است که اشاره به کردار نیک – گفتار نیک – پندار نیک دارد . پس تنها و زیباترین راه و روش نیک زندگی کردن و به کمال رسیدن از دید اشو زرتشت همین سه فرمان است . که دیده می شود امروز جهان تنها راه و روش انسان بودن را که همان پندارهای زرتشت بوده است را برای خود برگزیده است و خرافات و عقاید پوچ را به دور ریخته است

    آپلود سنتر نامحدود - www.up.irannab.com

    بزرگ‌ترين سفره‌ي هفت‌سين جهان

    بزرگ‌ترين سفره‌ي هفت‌سين جهان
     

    بزرگ‌ترين سفره‌ي هفت‌سين جهان، امسال نيز مانند نوروز ١٣٩٠ خورشيدي، در دامنه‌ي کوه بيستون پهن مي‌شود. به گزارش ايسنا؛ «شهلا جواهري»، مدير روابط عمومي اداره کل ميراث فرهنگي و گردشگري استان کرمانشاه،  گفت: «اين سفره 40متر درازا و 25 متر پهنا دارد و در ورودي گستره‌ي تاريخي و ثبت جهاني‌شده‌ي بيستون پهن مي‌شود.»
    وي افزود: «در نوروز سال ١٣٩٠ خورشيدي، پهن كردن اين سفره‌ي هفت‌سين، گردشگران و ميهمانان نوروزي بسياري را جذب كرد. بنابراين مي‌خواهيم نوروز 91 نيز دوباره اين سفره‌ي هفت‌سين بزرگ را پهن کنيم.»
    جواهريان گفت: «افزون بر برپايي اين سفره‌ي هفت‌سين بزرگ، چند سفره‌ي هفت‌سين ديگر نيز در گستره‌هاي تاريخي ـ فرهنگي استان کرمانشاه پهن خواهند شد.»

    ششم فروردین زادروز پیامبر راستین ایران زمین خجسته باد


    ششم فروردين، زادروز اشو زرتشت، پيامبر ايرانی، تنها پيامبری كه از ميان آرياييان برخواست و انديشه‌ی نيك، گفتار نيك و كردار نيك را ندا و گسترش داد و جهان را با اين منش و خو پرورش داد، فرخنده باد.

    در چنین روزی در زمان فرمانروایی لهراسب، اشو زرتشت در خانه‌ی پدرش در كنار رود درجی كه به دریای چی چَست (ارومیه) می‌ریخت با چهره‌ی نورانی از مادرش "دغدو" زاده شد و چون نام خاندان پدرش سپنتمان بود او را زرتشت سپنتمان نام نهادند. او در روز خورداد و فروردین ماه در زمان شاه گشتاسب كیانی از سوی اهورامزدا به پیامبری برگزیده شد.

    زادروز اشو زرتشت در زمان شاهنشاهی (امپراتوری) ساسانیان یك روز پاترمی (ملی) شد و بر روزهای جشن كشوری افزوده ‌شد.

    اوستا یكی از كهن ترین نوشتارهای جهان و نشان شارسانی (تمدن) پیشرفته‌ی ایرانیان باستان است و گات‌ها، سخنان اَشو زرتشت كهن‌ترین و با ارزش‌ترین بخش اوستا است كه باید آن را پایه‌ی آیین مزدیسنا یا یكتاپرستی و كیش زرتشت دانست.

     

    در درازای سه هزار سال گذشته اندیشه، فرزانش و دیدگاه اَشو زرتشت درباره‌ی زندگی، جهان هستی و به ویژه خو و منش در پایه و ساختار فرهنگ جهان همراه و به درستی بر آن كارساز بوده است. در درازای هزار سال، از سده‌ی پنجم پیش از زایش (میلاد) مسیح تا سده‌ی پنجم  پس از زایش مسیح، اَشو زرتشت همچون بزرگترین نماد دانش به دست همه‌ی فرزانگان یونانی و رومی با شیفتگی هام )تمام( ستایش و پرستش شد تا جایی که به او نام "آموزگار جهانی" دادند‌.

     

    به دیگر سخن، اَشو زرتشت پایه گذار جهانی خو و منش نیك و راستی در گیتی بود كه به گفتار كوتاه او پندار نیك، گفتار نیك و كردار نیك در جهان شناخته شده است و امروز همه می‌دانیم كه تنها همین خوی نیك است كه پایه‌ی بنیادین و شیوه‌ی سازماندهی اندیشه‌ها و در پی آن مردم سالاری (Democracy) و پیشرفت در جهان است.

     

       یكی دیگر از برتری‌های گات‌ها كه بیشتر مایه‌ی شگفت پژوهشگران بزرگ جهان گردیده، این است كه سرتاسر آن از هر گونه کژباوری دینی و سخنان یاوه‌ (خرافه) و داستان‌های شگفت آور تهی است، به گونه‌ایی كه می‌توان گفت در میان بیشتر نوشتارهای دینی، گات‌ها تنها نوشتاری است كه از زمان‌های بسیار دور با یاوه‌ها (خرافات) ستیز می‌كرده است. َبه ديگر سخن وارونه‌ی بسياری از نوشتارهای ديگر اشو زرتشت هرگز برای بزرگ كردن و پذيراندن گفته‌های خود به ديگران، از سخنان شگفت آور و ترس‌آور بهره نگرفته و هرگز كوشش نكرده است با بهره گيری از دستورها و فرمان‌های خشك، خدايی بيافريند و سپس از او يك هستی ايجاد كند كه گاهی مهربان و گاهی خشمگين باشد.

     

    پژوهشگران نامی دیگر جهان مانند  Creuzer آلمانی،Whitney, Samuel Laing, Adolph Rapp می‌گویند: "فرهنگ باختر و خاور بیشتر از اندیشه‌ی اَشو زرتشت سر چشمه گرفته شده است و پایه‌ی فرزانش او برای آ‌یندگان و یا یك فرهنگ بسیار والا و فرهیخته پی ریزی شده و شاید هنوز دریافت ‌ژرف آن برای جهان امروز ما به درستی زود است."

     

    اشو زرتشت در گات‌ها پیروان خود را از دنباله روی كوركورانه و ندانسته بازداشته و همواره در همه جا مردمان را به اندیشیدن برمی‌انگیزاند! و آموزش می‌دهد که آنچه را می‌شنوید، نخست با خرد و منش همراه با روشن بینی و بدون پی ورزی (تعصب، Prejudice) خوب بررسی كنید و سرانجام اگر دوست داريد آزادانه بپذيريد.

     

    از همين روی می‌توان گفت كه گات‌ها و فرزانش اشو زرتشت با دانش نو و چپيره‌ی (اجتماع) امروزی بسيار سازگار و همراه است  و هرچه بر گسترش و پيشرفت دانش و رسايی افزوده می‌شود، درستی و فرزانش زيبای آن بيشتر آشكار می‌شود.

     

    كوتاه سخن اندیشه‌ی اَشو زرتشت را می‌توان به هفت بخش پایه‌ای و شایان نگرش دسته بندی كرد:

     

     ١ - خو و منش نیك بر پایه‌ی پندار نیك، گفتار نیك و كردار نیك.

     ٢ - نزديك شدن به خدا و يافتن او درون دل خود با دور شدن از اهريمن درون خود و پاك كردن روان خود از پليدی‌ها، بسيار ساده و بدون هيچ ميانجی: تنها با انديشه، گفتار و كردار نيك.

    ٣‌ - گراميدن جايگاه والای زن و برابری هوده‌ی (حق) زن و مرد در چپيره (اجتماع) در همه زمينه‌ها.

     ٤ - آزادی اندیشه، آزادی گزینش و آزادی كیش و دوری كردن از پی‌ورزی (تعصب، Prejudice) و پیروی كوركورانه و ارج گذاشتن به ديگر باورها.

    ٥ - باور به اين كه سرنوشت آدم در دست خودش است و هركس رهايی بخش خويش در جهان است.

     ٦ - داشتن نگرش رَسا و برومند بدون هر گونه کژباوری‌ و یاوه‌ها (خرافات) به پیرامون و جهان.

     ٧ - پاس داشت و نگهداری نهاد (طبیعت، Nature) و جانوران.

     

    آيين زادروز اشو زرتشت، ششم فروردين در همه‌ی آدريان‌ها يا آتشكده‌ها برگزار می‌شود .

     

    زادروز اشو زرتشت فرخنده باد.