هدف از ایجاد وبلاگ

سلام دوستان خوبم هدف از ایجاد چنین وبلاگی آشنایی و شناخت از فرهنگ و تمدن ایران بزرگ و اهورایی است باشد که با خواندن تاریخ بزرگان و فتوحات آنان جوانان غیور ایران زمین دریابند که پیشینه شان چه بوده تا بتوانند آینده کشور بزرگ ایران را بسازند و این سرزمین اهورایی را به بزرگی و شکوهی که در خور نام و آوازه آن است برسانند هرکس که قدم در راه سرافرازی این سرزمین اهورایی برمی دارد در پناه ایزد داورباد

ایران از ۵۰۰۰ سال پیش تا اکنون

persian gulf File:Persian golf in 1689 world map-red-arrow.TIF

قابل توجه بیسوادان جهان مثل bbc نشنال جئوگرافی شبکه های مختلف خبری اروپا مثل zdf -آمریکا مثل cnn و بکوری تمام کسانی که اسم پارس و پارسی برایشان آنقدر سنگین است که حتی در کلام و صحبت لفظ پارس را در کنار اسم خلیج همیشه پارس نمی گویند غافل از اینکه این فرومایگان در خوابند و جوانان پارسی بیدار و هوشیار پارسیان عزیز بر همه ی ما فرض است پاسداری از کیان و شرف و خاک اهوراییی

ThePersian Gulf, in Western Asia, is an extension of the Indian Ocean located between Iran (Persia) and the Arabian Peninsula.[1]

The Persian Gulf was the focus of the 1980–1988 Iran-Iraq War, in which each side attacked the other's oil tankers. In 1991, the Persian Gulf again was the background for what was called the "Persian Gulf War" or the "Gulf War" when Iraq invaded Kuwait and was subsequently pushed back, despite the fact that this conflict was primarily a land conflict.

The Persian Gulf has many good fishing grounds, extensive coral reefs, and abundant pearl oysters, but its ecology has come under pressure from industrialization, and in particular, oil and petroleum spillages during wars in the region.

الخليج الفارسي هو ذراع مائي لبحر الفارس يمتد من خليج عمان جنوبا حتى شط العرب شمالا بطول 965 كيلومترا. تبلغ مساحة الخليج الفارسی نحو 233,100 كيلومتر ويتراوح عرضه بين حد أقصى حوالي 370 كم إلى حد أدنى 55 كم في مضيق هرمز، ولا يتجاوز عمق الخليج الفارسی عن 90 متر إلا في بعض الأماكن.

يفصل الخليج الفارسی شبه الجزيرة العربية وجنوب غرب إيران، وتطل عليه ثمان دول هي العراق والكويت والسعودية ودولة البحرين وقطر والإمارات وعمان وإيران.

ويحده من الشمال والشرق إيران؛ بينما تحده من الجنوب الشرقي والجنوب كل من سلطنة عمان والإمارات العربية المتحدة، وتحده من الجنوب الغربي والغرب كل من المملكة العربية السعودية وقطر، وتقع كل من الكويت والعراق على أطرافه الشمال غربية، بينما تقع البحرين ضمن مياه الخليج الغربية شمال قطر.

للخليج الفارسی أهمية اقتصادية بالغة حيث تعبر العديد من ناقلات النفط بالعالم من خلاله عبر الموانئ النفطية على ضفافه إذ أن أغلب البلدان التي تطل على سواحل الخليج الفارسی هي مصدرة للنفط إضافة إلى ذلك فإنه يضم حقول نفطية وغازية.

خلیج فارس، دریای پارس آبراهی است که در امتداد دریای عمان و در میان ایران و شبه جزیره عربستان قرار دارد. نام تاریخی این خلیج، در زبان‌های گوناگون، ترجمه عبارت «خلیج فارس» یا «دریای پارس» بوده‌است. مساحت آن ۲۳۷٬۴۷۳ کیلومتر مربع است، و پس از خلیج مکزیک و خلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان بشمار می‌آید. خلیج فارس از شرق از طریق تنگه هرمز و دریای عمان به اقیانوس هند و دریای عرب راه دارد، و از غرب به دلتای رودخانه اروندرود، که حاصل پیوند دو رودخانهٔ دجله و فرات و پیوستن رود کارون به آن است، ختم می‌شود. کشورهای ایران، عمان، عراق، عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر و بحرین در کناره خلیج فارس هستند. در این میان سواحل شمالی خلیج‌فارس تماماً در جغرافیای سیاسی ایران قرار دارند.

به سبب وجود منابع سرشار نفت و گاز در خلیج فارس و سواحل آن، این آبراهه در سطح بین‌المللی، منطقه‌ای مهم و راهبردی بشمار می‌آید.


در حاشیه ادعای واهی امارات در مورد جزایر ایران ...!!!

منتشر شده در فارس


persian gulf for ever


PersianGulf3.gif (62123 bytes)

persian gulf and sistan sea


نقشه جهان

شما میتوانید روی قاره مورد نظر کلیک کنید تا نقشه آن قاره بیاید وبه همین ترتیب روی کشور مورد نظر واستان وشهر تان.
Skip Navigation Links
Website navigation bar with links to a website index, Spanish-language version of this page, continent maps, and ocean maps
World

Skip Text Links

Continent/World Region maps available from this page:
Africa
Antarctica
Arctic
Asia
Caribbean
Europe
North America
Oceania
South America

Ocean Floor maps available from this page:
Arctic Floor
Indian Ocean
North Atlantic Ocean
North Pacific Ocean
South Atlantic Ocean South Pacific Ocean Southern Ocean

MapQuest.com, Incorporated

روند روابط پنهانی عربستان و اسرائیل چگونه است؟

روند روابط پنهانی عربستان و اسرائیل چگونه است؟

بندر بن سلطان رئيس دستگاه اطلاعاتي سعودي
بندر بن سلطان رئيس دستگاه اطلاعاتي سعودي
مرکز پژوهشهای امنیت داخلی دانشگاه تل آویو در فلسطین اشغالی به وجود روابط پنهانی رژیم صهیونیستی و عربستان اذعان و تأکید کرد: با وجود نبود روابط دیپلماتیک معمول میان ریاض و تل آویو اما منافع مشترک از جمله مقابله با ایران و جلوگیری از گسترش نفوذ این کشور در منطقه باعث شده تا دو طرف اخیرا کاملا به یکدیگر نزدیک شوند.

به گزارش پایگاه خبری شبکه العالم، در این پژوهش صهیونیست ها همچنین آمده است: با وجود اینکه عربستان، پیشرفت در مذاکرات سازش میان فلسطینی ها و اسرائیلی ها را به عنوان پیش شرط بهبود روابط با رژیم اشغالگر قدس اعلام کرده اما در حقیقت میان روابط دیپلماتیک کامل و قطع روابط میان طرفین، یک دامنه بسیار گسترده وجود دارد که به آنها فرصت می دهد تا به دور از افکار عمومی به تلاش ها در راستای بهبود روابطشان تلاش کنند.

این  پژوهش می افزاید: هدف از ارائه طرح عربستان برای سازش در خاورمیانه که بعدها به طرح سازش اعراب تبدیل شد، بهبود وجهه عربستان پس از حادثه یازده سپتامبر 2011 بود. این در حالی است که عربستان در این مدت همه تلاش های آمریکا برای نزدیک شدن به اسرائیل (رژیم صهیونیستی) را ناکام گذاشت و قطر و عمان تحت تأثیر این تلاش ها قرار گرفتند.

به نوشته پایگاه خبری الوطن، علاوه بر این، در آن دوره عربستان بارها اعلام کرده بود که جز در صورت به وجود آمدن تحول و پیشرفت در مذاکرات سازش میان فلسطینی ها و اسرائیلی ها، هیچ گام مثبتی به طرف تل آویو برنخواهد داشت اما این پژوهش تصریح دارد که با بررسی اسناد ویکیلیکس درمی یابیم ریاض و تل آویو درباره ایران به طور مستمر و مداوم، مذاکرات محرمانه ای داشته اند.

ادامه نوشته

تمامیت ارضی، ناموس ایرانیان است و قابل مذاکره نیست

تمامیت ارضی، ناموس ایرانیان است و قابل مذاکره نیست

 تمامیت ارضی، ناموس ایرانیان است و قابل مذاکره نیست
سرآغاز سخن
درحالی که برخی از خبرگزاری‌های داخلی در حاشیه سفر وزیر امور خارجه به کشورهای عربی،  مطالبی را نقل کردند دال بر این که وزیر خارجه ایران گفته که حاضر است درباره جزیره ابوموسی مذاکره کند و همزمان شاهد انتشار کتابی با زبان انگلیسی توسط امارات و در زمینه تکرارادعاهای نامربوط نسبت به تمامیت ارضی ایران زمین هستیم،  
این اقدامات و سخنان همزمان با 9 آذر، چهل و دومین سالگرد بازگشت جزایر سه گانه بوموسا، تنب بزرگ و تنب کوچک به مام میهن، در میان کارشناسان بار معنایی خاص می تواند داشته باشد.

پیش از هرکلامی باید متذکر شد خبرگزاری های ایرانی باید به این نکته توجه داشته باشند که  انتشار خبر «مذاکره بر سر بوموسی» چه به عنوان خبری واقعی و چه جعلی به معنای عقب نشینی و دست کشیدن از تمامیت ارضی ایران زمین  می تواند تلقی  و مورد سوء استفاده دشمنان هویت ملی،تاریخی و تمامیت ارضی ایران  قرار گیرد. بنابراین باید نسبت به انتشار اخبار مربوط به منافع ملی و تمامیت ارضی ایران زمین حساسیت کافی اعمال شود.

تردیدی نیست که در میان تمام کشور های تازه شکل گرفته دنیا تمامیت ارضی، چونان ناموس آن کشور تلقی می شود و طبیعی است که مذاکره بر سر ناموس ملی بی معناست و این مساله برای  ایران  به عنوان قدیمی ترین کشور  و دولت دنیا (بر پایه اسناد بین المللی) از حساسیت بیشتری برخوردار است.

درباره عادات ثبت شده دشمنان عرب ضد ایرانی لازم به ذکر است که پیمان شکنی و نقض تعهدات یکی از عادات همیشگی و پایدار اینان است.فراموش نکرده ایم پاره کردن قرارداد رسمی و ثبت شده مرزی 1975 الجزایر را توسط صدام حسین و تحمیل جنگ هشت ساله به ملت غیور ایران را و فراموش نمی کنیم تفاهم نامه 1971 شیخ شارجه با دولت وقت ایران که به رغم این تفاهم نامه  شرطه های عرب مستقر در جزیره تنب بزرگ، سربازان بی سلاح ایرانی را که برا ی تحویل مسالمت آمیز و آرام پاسگاه جزیره اقدام می کردند را به رگبار بستند و سه فرزند پاک ایران زمین،سروان رضا سوزنچی، مهناوی آیت... خانی و مهناوی کهریزی را به شهادت رساندند.

ادامه نوشته

طرح مشترک عربستان و فرانسه برای مقابله با نفوذ منطقه‌ای ایران

طرح مشترک عربستان و فرانسه برای مقابله با نفوذ منطقه‌ای ایران

تلاش عربستان سعودی برای مقابله با نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه و در سطحی گسترده‌تر، مبارزه با تشیع در منطقه، هر روز ابعاد تازه‌تری به خود می‌گیرد. در جدید‌ترین اقدام در این زمینه، مقامات سعودی طرحی را برای لبنان تدوین کرده‌اند که‌ مستقیم قدرت حزب‌الله و نفوذ ایران در این کشور را هدف قرار می‌دهد.


به گزارش «تابناک»، عربستان سعودی به دولت لبنان وعده داده که ‌سه میلیارد دلار کمک مالی را برای تقویت ارتش این کشور در اختیار بیروت بگذارد. این اقدام از سوی اکثر قریب به اتفاق تحلیلگران، به عنوان طرحی مشخص برای مقابله با نفوذ رو به گسترش حزب الله لبنان و همچنین جمهوری اسلامی ایران انجام می‌گیرد.

بنا بر این گزارش، روز گذشته، خبر اعطای این کمک مالی چشمگیر از سوی میشل سلیمان، رئیس‌جمهور لبنان و در جریان یک گفت‌و‌گوی تلویزیونی اعلام شد. اهمیت این مبلغ، هنگامی بهتر آشکار می‌شود که توجه داشته باشیم، بودجه سال ۲۰۱۲ لبنان، حدود ۱.‌۷ میلیارد دلار بوده است.

به گفته سلیمان، از کمک مالی سعودی‌ها به منظور خرید «سلاح‌های جدید‌تر و مدرن‌تر» از کشور فرانسه استفاده خواهد شد. وی اظهار داشت، این کار پس از چندین دهه تلاش ناموفق برای ایجاد یک نیروی دفاعی ملی معتبر انجام می‌گیرد.

ادامه نوشته

ترس اعراب از بهبود روابط ایران و غرب

ترس اعراب از بهبود روابط ایران و غرب

منبع: مجله آسمان، 2 آذرماه 1392

هرچقدر روابط ایران و آمریکا (به گونه ای که یکدیگر را تهدید احساس نکنند) گسترش یابد، می تواند به نفع عربستان سعودی نیز باشد، چراکه در این صورت همکاری منطقه ی گسترش می یابد و صلح و ثبات بیشتری را در منطقه به وجود می آید.

اختلاف نظر میان ایران و کشورهای عربی امری دیرپا در روابط خارجی ما و کشورهای عرب زبان منطقه خاورمیانه و به ویژه حوزه خلیج فارس بوده است. این اختلاف نظر که در سالهای اخیر شدت هم یافته است، امروز در شرایطی که ایران در پی تعامل با نظام بین الملل است مشکلاتی را در روابط خارجی دولت و به ویژه در حل و فصل مسئله هسته ای جمهوری اسلامی پدید آورده است. از منظر شما ریشه این اختلاف نظرها در کجاست؟

اگر منظور شما از کشورهای عربی، کشورهای محافظه کار حوزه خلیج فارس است، باید تقسیم بندی میان اینها انجام دهیم. به نظر من نگاه عربستان سعودی قدری با دیگر کشورها متفاوت است و کارشکنی هایی که امروز در روند توافق هسته ای ایران به وجود آمده بیشتر از این کشور می آید. این مسئله هم به نگاه سنتی نخبگان حاکم سعودی به جایگاه ایران در منطقه بر می گردد. همانطور که می دانید آن ها ایران را رقیب سنتی خود در منطقه می دانند و اساسا استراتژی های سیاسی- امنیتی خود را به گونه ای تنظیم می کنند که قدرت و نقش ایران را در منطقه مهار کنند. این تفکر البته جدید هم نیست و ریشه آن حتی به زمان رژیم پیشین در ایران باز می گردد. در واقع آنها همواره این نگاه بدبینانه را به نقش ایران در منطقه داشته اند. در زمان شاه آنها می گفتند ایران با خرید تسلیحات پیشرفته می خواهد ژاندارم منطقه باشد و به دنبال پیاده سازی و گسترش هژمونی خود در منطقه خلیج فارس است. بر این مبنا ارسال نیروهای ایرانی به جنگ ظفار عمان برای مقابله با گسترش کمونیسم علیرغم اینکه ایران و عربستان در سیاست دو ستونی آمریکا نقش همکاری جویانه ایفا می کردند از سوی سعودی ها به عنوان گسترش نفوذ ایران در شبه جزیره عربستان تعبیر شد. این نوع نگاه از زاویه تهدید به ایران همچنان نزد نخبگان سعودی وجود دارد. هرچند ممکن است این تصور در میان جامعه این کشور، در میان جوانان و تحصیلکردگان عربستان متفاوت باشد، اما در مجموع نخبگان حاکم، این تصور تهدید را از ایران دارند و تمام تلاش های خود را بر مهار نقش ایران متمرکز کرده اند.

ادامه نوشته

دوست و دشمن توافق نهایی ایران و آمریکا چه کسانی هستند؟

دوست و دشمن توافق نهایی ایران و آمریکا چه کسانی هستند؟

روزنامه حریت ترکیه نوشت: انتظارات پس از دیدار نمایندگان ایران 1+5 و دستیابی به توافق موقت، نسب به حل بحران هسته ای بالار رفته است.

دوست و دشمن توافق نهایی ایران و آمریکا چه کسانی هستند؟
به گزارش نامه نیوز،‌ امریکا، اروپا، اسرائیل و کشورهای عرب ادعا می کنند که ایران برخلاف ان پی تی در جهت برنامه هسته ای نظامی حرکت می کند. ایران تاکید می کند که مقاصدش صلح امیز است.

با توافق ژنو، پس از سال ها مذاکره و تحریم های شکست خورده، طرفین نخستین گام را برای رفع نگرانی های یکدیگر برداشته اند. هدف نهایی، مذاکره بر سر توافق نهایی در جهت پایان دادن به بحران هسته ای است.

بدون شک، ایران از دستیابی به راه حل، بیشتر نفع می برد تا درگیری و مناقشه. لغو تحریم های آمریکا و اروپا فرصت نفسی تازه به اقتصاد ایران می دهد.

این توافق برای آمریکا نیز منافعی در بر دارد از جمله حل بحران هسته ای و جلوگیری از یک رویارویی نظامی که می توانست باعث بی ثباتی خاورمیانه شود.

توافق نیز می تواند راه را برای توافق های بیشتر بر سر مسائل مهم منطقه از جمله سوریه و جلوگیری از درگیری فرقه ای در عراق و مبارزه علیه القاعده هموار کند.

در این میان جایگاه ترکیه دچار تغییراتی می شود. این کشور برای مدتی، بازیگری منطقه ای بود که به شدت به حل مسئله هسته ای تمایل داشت. حتی تلاش هایی در این زمینه کرد اما موفق نبود.

در همین حال، جنگ داخلی در سوریه موجب شکاف بین ایران و ترکیه شده است. اما انکارا به هیچ وجه از بی ثباتی بیشتر در منطقه نفعی نمی برد.

توافق هسته ای ایران و امریکا حتی می تواند در مورد سوریه نقش مفیدی داشته ابشد. با این حال می تواند منجر به به حاشیه راندن ترکیه در مسائل مختلفی از سوریه گرفته تا عراق و مسئله ی فلسطین و اسرائیل شود.

حریت در ادامه نوشت: با این اوصاف، ترکیه نقشی مخرب در ماجرای توافق ایران و امریکا ایفا نخواهد کرد اما دیگر بازیگران منطقه از جمله عربستان و اسرائیل به گونه ای دیگر فکر می کنند.

اسرائیل نگران است که پرزیدنت اوباما که به دنبال موفقیتی بزرگ در سیاست خارجی است به توافقی رضایت دهد که تضمین های اندک در مورد برنامه هسته ای ایران فراهم کند.

بعلاوه، دولت اسرائیل نگران است که توافق بتواند منجر به ایجاد روابط حسنه بین ایران و امریکا شود.

عربستان سعودی رقیب اصلی ایران در خلیج فارس به شدت در جهت انزوای ایران فعالیت کرده است.

به گزارش انتخاب، این کشور در پشت پرده سیاستی تهاجمی علیه ایران در مورد تحریم و حمله ی نظامی اتحاذ کرده است.سعودی ها می ترسند که روابط سازنده ایران با امریکا منجر به ترجیح تهران به ریاض توسط واشنگتن شود.

جای تعجب ندارد که عربستان و اسرائیل نشانه های نگرانی و عصبانیت خود از این موضوع را بروز دهند. این اظهارات پیامی به حامیان امریکایی اتحاد با عربستان و اسرائیل مبنی بر مخالفت با هرگونه توافقی است که منجر به تقویت ایران شود،‌ است.

اگر اوباما به دنبال فرصتی در جهت رها کردن متحدان منطقه ای امریکا و دستیابی به توافق است، باید با مخالفان توافق به جنگ و مبارزه رود تا نشان دهد که استراتژی جدید او در خدمت منافع امریکا است.


چرا ایران مهمترین موضوع و داستان سال 2014 است؟

چرا ایران مهمترین موضوع و داستان سال 2014 است؟چرا ایران مهمترین موضوع و داستان سال 2014 است؟

به گزارش نامه نیوز، دیپلماسی ایران در تحلیلی به قلم پپه اسکوبار در مورد سال آینده میلادی نوشت:

داستان بزرگ سال 2014 ایران خواهد بود. البته حکایت بزرگ اوایل قرن بیست و یکم همچنان آمریکا –چین است اما در سال 2014 در می یابیم که آیا توافقی جامع به مجادله هسته ای ایران پایان می دهد و در این مورد-هزاران انشعابی- تمامی بازیگران در بازی بزرگ جدید اوراسیا – شامل آمریکا – روسیه، تاثیر می پذیرند.

اکنون یک توافق هسته ای مقدماتی بین ایران و گروه 1+5(آمریکا، انگلیس، فرانسه، چین، روسیه و آلمان) حاصل شده اما توافقی بین آمریکا و افغانستان ایجاد نشده است. پس بار دیگر، افغانستان می تواند به عرصه رویارویی ایران و خاندان آل سعود تبدیل شود. بخشی از بازی ژئوپولتیکی که پس از اقدام نظامی آمریکا علیه عراق در سال 2003، در شمال خاورمیانه تا خراسان و آسیای جنوبی به راه افتاد.

ادامه نوشته

با برادر ضد ایرانی کفاشیان بیشتر آشنا شویم

با برادر ضد ایرانی کفاشیان بیشتر آشنا شویم
همه آن قدر از حضور سپ بلا‌تر در ایران خوشحال و ذوق‌زده بودند که کسی به سفر رئیس کنفدراسیون فوتبال آسیا به تهران نپرداخت. شیخ سلمان بن ابراهیم آل خلیفه، رئیس کنفدراسیون فوتبال آسیا و تأثیر‌گذار‌ترین شخصیت فوتبالی قاره آسیاست که به دلیل حضور رئیس فیفا، صبح چهارشنبه گذشته، سر از تهران درآورد و البته در حضور کوتاه دو روزه‌اش در تهران، کارهایی کرد که هرچند در یکی، دو روز اول زیر سایه اخبار حضور بلا‌تر قرار گرفت، اما بد نیست بار دیگر بازخوانی شود تا ببینیم چه دلیلی موجب شد تا فدراسیون فوتبال نه تنها در برابر بی‌احترامی‌های او سکوت کند که حتی مانع بیان انتقادات توسط خبرنگاران و منتقدان شود.

به گزارش «تابناک»، شاید برایتان قابل باور نباشد که کسی که در خرداد ماه امسال درباره نامگذاری لیگ امارات به نام جعلی گفته، فکر جالبی بود. امارات سرزمین چنین اقداماتی است. ما از تصمیم آن‌ها بسیار خوشحالیم. پیام اماراتی‌ها به همه کشورهای منطقه رسید. ما چنین کاری را ارج می‌نهیم. امیدوارم که چنین اقداماتی ادامه یابد و باعث ایجاد اتحاد و همبستگی میان کشورهای منطقه شود‌». آخر همین هفته در تهران بگوید که «علی کفاشیان دوست و بردار و بازوی من است‌» و این ‌در مهمانی شامی گفته شد که چند ساعت پیش از آن، علی کفاشیان به خبرنگار فارس در خصوص اعتراض به نام لیگ امارات گفته بود: «در خصوص خلیج فارس صحبتی نکرده و نخواهیم کرد».

کفاشیان البته جمعه شب در برنامه «ورزش از نگاه دو» این گفته خود را تکذیب کرد، ولی گفته‌ها و کارکرد او در این دو روز به گونه‌ای بود که به نظر می‌خواست شیخ سلمان، کسی که او را دوست و برادر خوانده، کسی که جایزه بهترین فدراسیون فوتبال آسیا را در مقابل عملکرد کاملا متضادش به او اهدا کرده و کسی که قرار است با دادن میزبانی جام ملت‌های ۲۰۱۹ به ایران و فدراسیون کفاشیان کارنامه او را پربار‌تر کند، با کمترین آزرده خاطری از ایران برود و جایگاه او در نظر رئیس بحرینی AFC متزلزل نشود.

با برادر ضد ایرانی کفاشیان بیشتر آشنا شویم
علی کفاشیان در حالی که با انتقادات شدید داخلی روبه‌رو بود، از سوی AFC به عنوان بهترین فدراسیون فوتبال آسیا برگزیده شد. برخی‌‌ حمایت او از شیخ سلمان در راه ریاست کنفدراسیون فوتبال آسیا را یکی از دلایل این انتخاب می‌دانند. او در سفر دو روزه شیخ سلمان، تلاش کرد تا خاطر رئیس کنفدراسیون فوتبال آسیا آزرده نشود و نظر او درباره اهدای میزبانی AFC2019  به ایران تغییر نکند.
این گونه بود که پرسش خبرنگاران از رئیس فدراسیون جهانی فوتبال فیفا درباره حذف خلیج فارس از فیفا و همچنین نام لیگ امارات از سوی مسئولان سانسور شد تا این شایعه قوت بیشتری بگیرد که «شیخ سلمان اعلام کرده به شرطی به ایران می‌آید که از وی و بلا‌تر در مورد خلیج فارس ‌پرسیده نشود». مرور صفحات خبرنگاران ورزشی که به پوشش سفر بلا‌تر به ایران پرداخته بودند، نشان می‌دهد که بسیاری از فشار وارده به آن‌ها درباره مطرح نکردن موضوع خلیج فارس ناراحت و بهت‌زده‌اند.

با این حال، شیخ سلمان ‌یک‌جانبه نشست خبری خود را که قرار بود عصر پنجشنبه و پس از نشست خبری بلا‌تر برگزار شود، لغو کرد تا به پرسش خبرنگاران ایرانی پاسخ ندهد. در خصوص لغو نشست خبری شیخ سلمان هم از اخبار منتشره این گونه برداشت می‌شود که پس از مطرح شدن نام شهدای فوتبالیست بحرینی در نشست خبری بلا‌تر و رسیدن این خبر به گوش رئیس پیشین فدراسیون فوتبال بحرین، وی شرکت در مهمانی سفارت بحرین را به حضور در نشست خبری ترجیح داده است.

به هر حال، شواهد ‌و نوع کارکرد شیخ سلمان به خوبی بیان کننده نظر و نوع نگاه او به فوتبال در قاره آسیاست. کسی که در مقام رئیس کنفدراسیون فوتبال آسیا باید به توسعه صلح و دوستی در میان کشور‌ها با ابزار فوتبال بپردازد در خصوص مسأله مورد مناقشه‌ای چون نام خلیج فارس موضعی کاملا یک‌جانبه و سیاسی می‌گیرد و نه تنها با واکنش مسئولان فدراسیون مواجه نمی‌شود که حتی به خبرنگاران و اصحاب رسانه هم فشار وارد می‌شود که در مدت حضور او در ایران حرفی از خلیج فارس زده نشود که مگر خاطر ایشان آزرده نشود.
 
پیشتر هم بیان شده که در میان مشکلات و معضلات فوتبال ایران شاید نام‌گذاری لیگ امارات به یک نام جعلی کوچک‌ترین مشکل اهالی فوتبال باشد؛ اما موضوعی که اینجا اهمیت دارد نحوه برخورد مسئولان فوتبال کشورمان با موضوعی ملی است که گویا کاملا فدای منافع شخصی افراد شده است.

آغاز کارشکنی روسیه در جریان مذاکرات هسته‌ای ایران

آغاز کارشکنی روسیه در جریان مذاکرات هسته‌ای ایران

پرچم روسیه

در شرایطی که بر خلاف دوره های پیشین مذاکرات هسته ای، دور اخیر گفت و گوهای ایران و ۱+۵ در ژنو با استقبال مشترک ایران و غرب روبه رو شده و چشم انداز موفقیت از هر زمان جدی تر جلوه می کند، به نظر می رسد، روسیه روندی متفاوت در پیش گرفته؛ روندی که چندان با ادعای این کشور، مبنی بر تلاش برای توافق بر سر موضوع هسته ای ایران همخوانی ندارد.


به گزارش تابناک، آخرین دور مذاکرات هسته ای ایران و ۱+۵ در ژنو، در فضایی مثبت پایان یافت و در رخدادی بی سابقه، دو طرف موفق به صدور بیانیه ای مشترک درباره این مذاکرات شدند؛ افزون بر این، در این دور از مذاکرات همه طرف های غربی نیز نسبت به موفقیت مذاکرات ابراز خوش بینی ـ هرچند محتاطانه ـ کردند، ولی در این میان، برخی موضع گیری های دولت روسیه، بسیار تأمل برانگیز است.

در این راستا، تنها ساعاتی پس از پایان مذاکرات و در میان همه اظهارنظرهای مثبت مقامات غربی، سرگئی ریابکف، معاون وزارت خارجه روسیه و مذاکره کننده ارشد این کشور در گروه ۱+۵ طی اظهاراتی گفت: مذاکرات ژنو تضمین کننده پیشرفت های بعدی نیست. وی همچنین با بیان اینکه «مذاکرات می توانست بهتر باشد»، گفت نتایج از آنچه در آلماتی داشتیم بهتر است، ولی این پیشرفت های بعدی را تضمین نمی کند و دلیلی ندارد دست بزنیم و تشویق کنیم.

مذاکره کننده ارشد روسیه در بخش دیگری از سخنانش گفت: فاصله میان مواضعی که ایران و قدرت های جهانی در زمینه برنامه هسته ای تهران در پیش گرفته اند، می تواند با کیلومتر اندازه گیری شود، در حالی که پیشرفتی را که ما به دست آوردیم، می توان با چند قدم اندازه گیری کرد».

ریابکف «سطح پایین اعتماد» میان دو طرف را از جمله عوامل عدم پیشرفت و موفقیت مذاکرات دانست.

اندکی پس از این اظهارات، وزارت خارجه روسیه ـ احتمالاً با دیدن واکنش های متفاوت غرب ـ تلاش کرد به نوعی ماجرا را جمع و اظهارات ریابکف را تعدیل کند. در این راستا، «الکساندر لوکاشویچ»، سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه در یک کنفرانس خبری درباره مذاکرات ایران در ژنو گفت: «من اهمیت این دور از گفت وگو ها را دست کم نمی گیرم. به باور ما، هرچند این مذاکرات بسیار دشوار بود، بسیار بسیار دلگرم کننده نیز بود».

اما آن گونه که به نظر می رسد، این «دلگرمی» چندان هم با دوام نبوده، زیرا امروز بار دیگر ریابکف طی اظهاراتی، به بیان مواردی پرداخته که می تواند بالقوه به مذاکرات و به ویژه موضع جمهوری اسلامی ایران زیان رساند.

به نوشته «بلومبرگ»، ریابکف اظهار داشته، شاید ایران و قدرت های جهانی به توافقی دست یابند که بر پایه آن، ایران اجازه یابد، اورانیوم را تا سطح ۵ درصد غنی کند. وی گفته: «در میان شش قدرت، غنی سازی بالای ۵ درصد همواره موضوع تمرکز بوده، زیرا برنامه هسته ای ایران همچنان در حال توسعه است».

ریابکف همچنین بار دیگر موضوع «بی اعتمادی» میان ایران و طرف مقابل را مطرح کرده و گفته: «در نبود اعتماد میان دو طرف، ما باید بر موضوعاتی تمرکز کنیم که بیشترین نگرانی را ایجاد می کند».

این اظهارات ریابکف به ویژه از آن جهت قابل توجه است که بنا بر اعلام وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران، همه طرف های حاضر در مذاکرات ژنو توافق کرده بودند، محتوای گفت و گو ها محرمانه بماند و درباره هیچ بخشی از آن در عرصه عمومی و رسانه ای سخنی به میان نیاید.
به این ترتیب، در شرایطی که تاکنون حتی آمریکایی ها نیز به تعهد خود در این زمینه پایبند مانده و درباره محتوای مذاکرات و یا شکل و مضمون توافق احتمالی هیچ سخنی نگفته اند، این موضوع که مسکو آشکارا درباره یکی از مهم ترین ابعاد مذاکرات (سطح غنی سازی) موضع گیری و اظهارنظر می کند، بسیار قابل تأمل است.

هرچند بیان این موضوع از سوی ریابکف می تواند صرفاً گمانه زنی ها یا ایده آل های روسیه باشد ـ که به احتمال زیاد نیز چنین است ـ بیان این موضوع از سوی «مذاکره کننده ارشد» روسیه در گروه ۱+۵ می تواند پیامدهای بسیار مهمی برای کلیت مذاکرات داشته باشد.

بی گمان مقامات روس از این موضوع به خوبی آگاهند که صحبت و پیش داوری درباره موضوع سطح غنی سازی در ایران، می تواند از یک سو موضع ایران را در مقابل ۱+۵ تضعیف کرده و از سوی دیگر و از جنبه داخلی، حرف و حدیث هایی را درباره محتوای پیشنهاد هسته ای دولت ایران به دنبال داشته باشد.

از سوی دیگر، تأکید پیاپی بر وجود «بی اعتمادی» میان ایران و ۱+۵، موضوعی است که می تواند به بر هم خوردن جو روانی مذاکرات منجر شده و همچنین بر افکار عمومی بین المللی نیز تأثیر منفی گذارد.

گفتنی است، روسیه پیش از این و در دوره های پیشین مذاکرات هسته ای نیز مشابه این کارها را انجام داده بود؛ برای نمونه، در مواردی سرگئی لاوروف، وزیر خارجه این کشور اعلام کرده بود که ایران با توقف غنی سازی ۲۰ درصدی موافق است. به این ترتیب، این موضع روسیه در قبال مذاکرات، موضوع جدیدی نیست و فقط به تازگی تقویت شده است.

به هر حال، بار دیگر مجموعه این عوامل این گمانه را جدی مطرح می کند که گویا روسیه بر خلاف آنچه نشان می دهد، چندان هم از توافق بر سر موضوع هسته ای ایران خرسند نخواهد شد. هر چه باشد، ضعیف شدن یک رقیب بالقوه منطقه ای (به طور خاص در عرصه صدور انرژی) و حفظ ابزاری برای چانه زنی در مقابل غرب، موضوعی است که می تواند روسیه را به حفظ وضع موجود در موضوع هسته ای ایران متمایل سازد.

چوگان هم آذری شد

 چوگان هم آذری شد

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، پس از مفاخر، اکنون نوبت چنگ‌اندازی همسایگان به دیگر میراث سرزمینمان رسیده است . ایراد کار هنگامی آشکار می‌شود که‌ گاه مؤلفه‌های قدرتمند هویتی‌ مان تاراج می‌‌رود، ولی از میان این همه ناظر حتی یک نفر هم صدایش در‌نمی‌آید.

 به فاصله کوتاهی از ثبت سازهای ایرانی در مجموعه میراث ناملموس جهانی به نام همسایه شمالی کشورمان و اندکی پس از تلاش برای مصادره مشاهیری همچون نظامی، این بار جست‌وجوی سران جمهوری آذربایجان برای یافتن لعبتی در تاریخ ایران زمین، به «چوگان» ختم شده است، تا ثبت این میراث باستانی در سازمان علمی فرهنگی ملل متحد، یونسکو در دستور کار ایشان قرار گیرد.

چوگان ـ برگرفته از چوب+گان / چولگان به معنای منسوب به چول یا چوله که خمیده معنا می‌دهد ـ نخستین ورزش گروهی و به روایتی کهن‌ترین ورزش جهان است که تدارک برگزاری رقابت‌های آن، موجب خلق نخستین میدان رقابت ورزشی در پهنه تمدن بشری شده و حتی گفته می‌شود، ‌گاه با رقابت بین ملل (مثل رقابت ایرانیان و تورانیان) بازیگر عرصه‌های سیاسی نیز بوده، ولی اینقدر به مرور زمان گرد و غبار فراموشی روی آن را فرا گرفته که هرچند هنوز جهانیان آن را به پیشینه ایرانی‌اش می‌شناسند، جامعه ایرانی کمترین ‌شناختی نسبت به آن ندارد.

 



بدین ترتیب گوهر خودی آن قدر مهجور می‌ماند که وقتی بیگانگان در پی سفتن آن بر‌می‌آیند، تازه درمی‌‌یابیم که چه لعبتی ‌داشته و قدرش را ندانسته‌ایم؛ درست مثل عقیق، جواهری که خاستگاه ایرانی داشته و از این بوم به جهانیان معرفی شده، ولی چون در تجارت جاده ابریشم به دست اعراب در عرصه‌های جهانی عرضه شده «آگات»، نام ایرانی آن برای بیشتر ایرانیان ناشناخته باشد و شگفت آن که خیلی‌هایمان انگشتری عقیق به دست می‌کنیم!

این در حالی است که قرن‌ها پیش، راه ابریشم فرو ریخته و تجارت با محصولات دیگر سرزمین‌ها، رنگ و بوی دیگری گرفته تا در کنار رایج شدن پدیده‌های چون جعل صنایع بومی، توسعه صنعت گردشگری و گردش‌ میلیاردی منجر به تاراج میراث فرهنگی و‌ گاه بقایای ناملموس دیگر تمدن‌ها شده تا رقابتی در عرصه ثبت میراث مشترک شکل بگیرد که هیچ دورنمای خوشی ترسیم نخواهد کرد.

اما نکته نغز ماجرا اینجاست که اگر در ماجرای ثبت تار ایرانی به نام همسایه شمالی کشورمان، بتوان به سردمداران آذربایجان به نوعی حق داد ـ که هرچند مدعی مالکیت سازی با نام پارسی هستند، ولی نوعی از این ساز ‌که به نام تار آذری معروف است، بسیار عزیز می‌شمارند، ولی در رابطه با ورزش چوگان، اگر سهم هندی‌ها در آموزش این ورزش استراتژیک به استعمارگران خود‌ و نقش انگلیسی‌ها در شناساندن این ورزش به جهانیان را نادیده گرفته و فراموش کنیم که تا حرف از خم و قوس در شعر شعرای گرانسنگ این زادبوم بوده، «چوگان» بار معنایی کلام را به دوش کشیده و معنای تمام و کمالی را به ذهن مخاطب رسانده، حتی سهم کوچکی از این ورزش باستانی نصیب قفقازی‌های دور‌مانده از موطن اصلی خود نخواهد شد.

 



میدان نقش جهان اصفهان در دهه‌های نخست پس از ساخت و شاید بیشتر‌، احتمالا زیباترین میدان چوگان جهان بوده است؛ اما یادآوری این پیشینه از این روی جالب توجه‌تر می‌نماید که وضعیت کنونی این میدان، آینه تمام‌نمای وضعیت چوگان در کشورمان به شمار می‌آید.

بدین ترتیب هرچند در حکایت تار، برخی دوستان داخلی حق را به جمهوری آذربایجان می‌داده و تنها خطای انجام گرفته را لحاظ نشدن نام کشورمان در این پروسه ثبت جهانی می‌دانستند و حتی در ماجرای پارسی‌زدایی از مقبره حکیم نظامی، برخی به گنجه‌ای بودن این شاعر ایرانی اشاره کرده و بی‌توجه به رویکرد دشمنانه همسایه شمالی کشورمان، ارج نهادن ایشان به مقام این حکیم را ارجح بر عنوان کردن هویت وی می‌دانند، در ماجرای درخواست رسمی جمهوری آذربایجان به یونسکو برای ثبت چوگان، نمی‌توان هیچ توجیهی‌ مگر کوتاهی مسئولان داخلی یافت .

به عبارت بهتر، ارتباط آذربایجان با چوگان تا آن اندازه دور از واقعیت است که در سایه پیگیری آن می‌توان ثابت کرد، خط سردمداران جمهوری آذربایجان از ثبت انحصاری تار یا ایرانیت‌زدایی از مقبره نظامی، صرفا بر پایه ‌دشمنی ایشان بوده و بر مبنای جعل تاریخ بنیان گذارده شده تا شاید در این رهگذار، گردشگری آنان به مانند همسایه آسیایی ـ اروپایی‌شان‌ رونق بگیرد.

توجه به این گزاره، تهدید به وجود آمده درباره ثبت جهانی چوگان را به فرصتی بی‌نظیر تبدیل خواهد کرد که می‌توان در سایه آن به دستاوردهای بسیاری دست یافت و نه تنها دست این دشمن کوچک را از مصادره چوگان کوتاه کرد، بلکه تاراج دیگر میراث ‌تاریخی‌مان به دست ایشان را وارد فاز حقوقی کرده و آنچنان ضرب شصتی به ایشان نشان داد که دیگرانی هم که می‌خواهند به تاریخ و فرهنگ ما دست دراز کنند، نگران پیامد‌ کار خود باشند.

اما این مهم هنگامی دست یافتنی خواهد شد که پیگیری تاراج میراث گرانبهای‌ پیشینیانمان از جایی آغاز شود؛ به عبارت بهتر، زمانی که دست درازی بیگانگان به بازماندگان این آب و خاک به مسئولی برخورده و یا حتی برخورنده بودن این دست کارها، منجر به شکل‌گیری واکنش مردمی شده و در ادامه مسئولان را مجبور به پیگیری درخواست‌هایشان کند؛ اقداماتی از جنس حراست از جزایر ایرانی خلیج فارس نه از جنس تعللی که پس از جعل نام خلیج فارس بروز کرد و تبعات آن هنوز ادامه دارد.